دکتر علی اصغر جهانگیری

نوشته شده توسط مجید. منتشر شده در معرفی افراد موفق

دکتر علی اصغر جهانگیری

مردی برای تمام فصول: شاعر، نویسنده، صنعتگر، کشاورز، موزه دار و ....

نام: دکتر علی اصغر جهانگیری

متولد: 1325 کندلوس

موقعیت: کار آفرین نمونه کشاورزی، گردشگری، صنعتی و پدر کسب و کار در ایران

در این کشور طلا ریختند اما کسی جمع نمی کند

علی اصغر جهانگیری هستم. در یکی از روستاهای محروم مازندران به نام کندلوس به دنیا آمدم. پس از فارغ تحصیلی از رشته شیمی به کارهای مختلفی مشغول شدم تا اینکه یک آگهی در روزنامه دیدم که سازمان ملل یک بورسیه به 26 کشور در حال توسعه داده بود. من با اینکه متاهل بودم و مشغول کار، قبول شدم و به اتریش رفتم. در رشته پلیمر پلاستیک فارغ التحصیل و همان جا در اروپا استخدام شدم و صنایع پلاستیک 15 کشور اروپایی را تحت نظر گرفتم اما پس از مدتی دلم طاقت نیاورد و به ایران بازگشتم.

احد عظیم زاده

نوشته شده توسط مجید. منتشر شده در معرفی افراد موفق

احد عظیم زاده؛ بزرگترین تولید کننده و صادر کننده فرش دستباف کشور

احد عظیم زاده؛ بزرگترین تولید کننده و صادر کننده فرش دستباف کشور

نام: احد عظیم زاده
متولد: 1336، روستای اسفنجان، اسکو
موقعیت: بزرگترین تولید کننده و صادر کننده فرش دستباف کشور

از یتیمی در روستا تا رسیدن به بزرگترین تاجر فرش دنیا

من احد عظیم زاده هستم. در 10 آذر 1336 در ده اسفنجان در شهرستان اسکو متولد شدم. هفت ساله بودم که پدرم را از دست دادم و یتیم شدم. امکانات مالی مان اجازه نمی داد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به کلاس اول مجبور شدم پشت دار قالی بنشینم و قالیبافی کنم. تا 13 سالگی روزها قالی می بافتم و شب ها درس می خواندم. چاره ای نبود ، وسع مالی ما جز این اجازه نمی داد. خاک خوردم و زحمت بسیار کشیدم ...

دکتر مهدی فخار زاده

نوشته شده توسط مجید. منتشر شده در معرفی افراد موفق

دکتر مهدی فخار زاده؛ فوق ستاره و نابغه فروش بیمه عمر در جهان

دکتر مهدی فخار زاده؛ فوق ستاره و نابغه فروش بیمه عمر در جهان

نام: دکتر مهدی فخار زاده
متولد: 1301 تهران
موقعیت: فوق ستاره و نابغه فروش بیمه عمر در جهان، عضو ارشد کمپانی بیمه Met Life آمریکا

چگونه یک مهاجر ایرانی سلطان فروش بیمه در آمریکا و جهان شد

هیچ چیز ناممکن نیست

دکتر مهدی فخار زاده، چهره ای قابل احترام و شناخته شده در صنعت بیمه جهان است. او شغل خود را به عنوان مامور جمع آوری حق بیمه در یکی از فقیرنشین ترین و نا هنجارترین  محلات شهر نیویورک سیتی با نام Hell Kitchen آغاز نمود!
با شروع کار با چنین وضعیتی، قطعا هیچ دلیل منطقی مبنی بر اینکه یک مهاجر تازه وارد که از ایران به آمریکا مهاجرت کرده، بتواند مامور وصول حق بیمه به مدیریت یک کمپانی عظیم بیمه دست یابد وجود ندارد مگر دو چیز:
1) تلاش و پشتکار خستگی ناپذیر
2) دارا بودن یک کاراکتر و شخصیت عالی و بزرگ!

شهرام شاهکار؛ مدیر اسنپ

نوشته شده توسط مدیریت سایت. منتشر شده در معرفی افراد موفق

دانلود قسمت 23 برنامه تصویری کلید با حضور شهرام شاهکار؛ مدیر اسنپ

نام و نام خانوادگی: شهرام شاهکار
یک کلیک تامقصد باسرویس هوشمنددرخواست خودرو،اسنپ

شهرام شاهکار مدیر اسنپ و تیمش مهمان کلید۲۳ هستند. بازاریابی فقط این نیست که تعداد زیادی مشتری به سیستم اضافه کنیم! بازاریابی ترغیب مشتری به استفاده بیشتر از یک محصول. موفقیت خیلی اُوِرریتِد هست. چیزی که قبل از موفقیت مهمه، همدلی و لبخندی که باید بزنی. مهمترین چیزی که کارآفرین باید بهش فکر بکنه مهارت حل یه مشکله نه کار کردن توی محیط بدون مشکل. حسی که به کار داری، به کل تیم وخودمون کمک می کنه.

دانلود برنامه کلید: شهرام شاهکار؛ مدیر اسنپ

حمید امامی؛ از ورشکستگی تا برترین فروشنده بیمه عمر در ایران

نوشته شده توسط مجید. منتشر شده در معرفی افراد موفق

حمید امامی؛ از ورشکستگی تا برترین فروشنده بیمه عمر در ایران

نام: حمید امامی
متولد: 1339 مشهد
موقعیت: سلطان فروش بیمه عمر در ایران، عضو انجمن فرشندگان حرفه ای بیمه عمر آمریکا (MDRT)

از ورشکستگی تا رسیدن به مقام برترین فروشنده بیمه عمر در ایران

 از صفر نه، زیر صفر شروع کردم
می خواهم از اینجا شروع کنم که چرا من عاشق بیمه هستم، من عاشق بیمه هستم چون با همه سلول های بدنم بیمه را درک کرده ام. من در خانواده ای به دنیا آمده ام که هیچ کمبود مالی نداشتیم، پدر من خانه داشت، مغازه داشت، ماشین داشت، زمین های کشاورزی داشت، باغ داشت و همه چیز. زندگی ما روال خوبی داشت تا یک شب که متوجه شدیم پدر سرطان خون دارد، در آن زمان ایشان 47 سال داشت و من 12 ساله بودم و ما در مشهد ساکن بودیم. با سرطان پدر طومار زندگی ما در هم پیچید. ما پنج خواهر و برادر بودیم که بزرگترین ما بعد از آنکه پدر فوت کرد، 15 سال داشت، من 13 سال. یک خواهر 11 ساله، یک برادر 7 ساله، و یک برادر 2 ساله. بعد از فوت پدر من از سیزده سالگی وارد بازار کار شدم و اولین کارم بعد از فوت پدر کار کردن در یک گاراژ بود و آنجا در یک تراشکاری کار می کردم و کار من این بود که دریچه تانکر را باز می کردند و من باید وارد تانکر می شدم و آن را تمیز و آماده می کردم تا جوشکاری شود. مدتی کارم این بود و فشارها و سختی های زیادی را تحمل می کردم. در برف های آن سال های مشهد، صبح زود باید یک مسیر هفت هشت ده کیلومتری را پیاده طی می کردم تا به محل کار می رسیدم. در این مسیر سگ ها دنبالم می کردند و من یک بچه سیزده ساله بودم و می ترسیدم و مثل یک جوجه می لرزیدم، می خوردم زمین و بلند می شدمو می دویدم و باز سگ ها دنبالم می کردند. بعضی از روزها آنقدر ترس بر من غلبه می کرد که حتی لباسم را خیس می کردم. با این حال باید این مسیر را طی می کردم. شش ماه در آن شرایط کار کردم تا اینکه مادرم تصمیم گرفت  شغلم را عوض کند؛ و دومین شغلی را که تجربه کردم کار در یک کارگاه خیاطی بود. روزی ده دوازده ساعت کار. روز هم کار، شب هم کار. خیلی درس خواندن را دوس داشتم و عاشق در خواندن بودم. با این حال آنقدر کار داشتم که شبانه هم نمی توانستم درس بخوانم.
یک روز دختر خاله ام یک راه حل تازه را به من یاد داد. گفت حمید تو می توانی خودت درس بخوانی و تابستان ها بروی به صورت متفرقه امتحان بدهی. نیازی نیست که حتما سر کلاس حاضر شوی اولین کاری که کردم این بود که با پول های کارگری ام یک ضبط صوت خریدم. کتاب های اول راهنمایی را تهیه کردم و شب که به خانه می آمدم در رخت خواب خودم کتاب ها را می خواندم و صدای خودم زا ضبط می کردم و صبح که تا شب پای چرخ خیاطی می نشستم، اینقدر این نوار را گوش می کردم که آن درس را حفظ می شدم. تاریخ را، جغرافی را، همه درس ها را حفظ می کردم و تابستان ها هم امتحان می دادم و یک سال و دو سال و سه سال کلاس ها را بالا می آمدم و این جوری دیپلم گرفتم و یک موقع دیدم که از دانشگاه سر درآوردم.

تماس با ما

آدرس دفتر مرکزی: تهران، فاز 3 شهر اندیشه، خ ولیعصر (عج)، بازار بوستان، طبقه دوم، واحد 49

شماره تماس: 02124521651

شماره پیامک: 10002165552165

کد پستی: 3168789716