داستان موفقیت یکی از ثروتمندان ایرانی

داستان موفقیت

یکی از ثروتمندان ایرانی نقل می کرد: زمان جوانی در یک شرکت مهندسی مشغول به کار بودم آن قدر مسئولیت می پذیرفتم که تمام همکارانم پشت سرم به من می گفتند جاروبرقی. چون همیشه در حال کار با کیفیت بودم و در دفتر هر مسئولیتی را بر عهده می گرفتم.

مثل جاروبرقی کارهای شرکت و مسئولیت ها را به سمت خود می کشاندم به شدت کار می کردم و مهارت های جدیدی می آموختم و حتی زبان انگلیسی آموختم تا اینکه حلقه واسط شرکت خودمان با شرکای خارجی شدم خلاصه کوشیدم بهترین باشم. یک سال گذشت ولی حقوقم با مهندسین دیگر فرقی نکرد و انگار روسا بدشان نمی آمد مرا نادیده بگیرند روزی از طرف شرکتی دیگر پیشنهاد کاری با دو برابر حقوقم دریافت کردم. بعد از اطمینان از شغل جدید استعفای خود را تقدیم مدیرعامل کردم. شدت نگرانی و اضطراب را در چهره او دیدم مشخص بود به هیچ وجه حاضر نبود مرا از دست بدهد گویی با رفتن من تقریبا شرکت می خوابید او گفت که از چه چیزی ناراحت هستی؟ در جواب وی گفتم از حقوقم. بعد از قدری صحبت حقوقم را سه برابر کرد یعنی ۳۰۰ درصد افزایش حقوق و از آن زمان به بعد مدیرعامل توجه زیادی به من می کرد و فهمید که باید قدر مرا عملا بداند. جالب اینکه پس از پنج سال او خودش را بازنشسته کرد و من مدیرعامل شرکت او شدم.

آری هیچ شرکتی نمی تواند کارمند و مدیر مفید و کاری خود را از دست بدهد و او را نادیده بگیرد حتی زمانی که شرکت دچار مشکل مالی شود این کارمندان خوب آخرین کارمندان اخراجی خواهند بود. پس از تعدیل نیز به راحتی در شرکت های دیگر شغل مناسب به دست خواهند آورد شخصا با این جمله که در ایران کار وجود ندارد مخالفم. در ایران کار فراوان هست ولی کار بلد نیست.

ثروتمندان علاقه مندند دستمزد خود را براساس کار مفید و دستاوردشان دریافت کنند ولی دیگران دستمزدشان را براساس زمان صرف شده دریافت می کنند دقیقا این موضوع را می توان در برخی از کارمندان دید آن ها علاقه مندند حتما سر وقت محل کارشان را ترک کنند پیگیر دریافت اضافه کار و حق ماموریت اند درباره مرخصی ها و سنوات بسیار وسواسی هستند و … اما باید گفت که وقت ما بسیار گرانبها تر  از این موضوعات است و این را افراد جویای ثروت به خوبی می دانند بکوشیم در محل کار به فردی مفید و با مهارت تبدیل شویم تا در کارمان پیشرفت واقعی داشته باشیم در محل کار همواره ببینیم رئیس چه کارهایی انجام می دهد و چه مهارت هایی دارد تا در همان کارها و مهارت ها استاد شویم پول و پاداش حتما خود به سراغمان خواهد آمد. مگر می شود حق کارمندی شایسته را نداد.

وقتی شما کار می کنید در حال ارزش آفرینی هستید و بابت آن دستمزد می گیرید. میان مقدار ارزشی که تولید می کنید و مقدار دستمزدی که می گیرید ارتباط مستقیم وجود دارد.
وقت خود را نفروشید بلکه ارزش تولید کنید. بدترین کار این است که ما تصور می کنیم باید وقت و عمر خود را بفروشیم و در عوض پول پول بگیریم. مثلا اگر از ساعت ۹ صبح تا ۵ بعداظهر سرکار هستم و فقط حضور جسمانی دارم پس بابت آن دستمزد بگیرم. این که ظرف این ۸ ساعت یک کار مفید هم انجام نداده ام مهم نیست. صد البته وقتی چنین کارمندی هستم چون ارزشی چندانی ندارم هر آن ممکن است اخراج شوم یا قراردادم تمدید نشود چرا؟ زیرا به راحتی می توان امثال من را جایگزین کرد. اگر فرد با ارزشی باشیم کارفرما نمی تواند و نمی خواهد ما را به راحتی از دست دهد ولی اگر ارزشمند نباشیم به زودی عذر ما را خواهند خواست.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *