رابطه بین بیت کوین و مکتب اقتصاد اتریشی

بیت کوین و مکتب اقتصاد اتریشی

بیت کوین به عنوان ارز، بیشتر توسط اقتصادهای پبرو مکتب اتریشی مورد پذیرش واقع شده است. مکتب اتریشی مکتبی فکری اقتصادی است و در وین در اواخر قرن ۱۹ میلادی بنیان گذاشته شده است. روش اصلی آن از تجزیه و تحلیل اقدامات فردی سرچشمه گرفته است.

برخی از دیدگاه ها و راه حل های بحث برانگیز مکتب اتریشی عبارتند از:

  • اقتصاددانان مکتب اتریشی معتقدند پول از میان رقابت بین چند واسطه، که برای تبادلات استفاده می شوند، ظهور پیدا می کند. آن واسطه ای که در میان رقبایش بیشترین مقبولیت را دارد، به عنوان پول ظهور خواهد کرد. سایر واسطه های ارزی می توانند با پول مورد قبول عام و پذیرفته شده، همزیستی داشته باشند، که به آنها واسطه های ثانویه یا گاهی اوقات “شبه پول” می گویند. در مقابل، اقتصاددانان جریان اصلی بر این باورند: این دولت ها هستند که برای پول بدون پشتوانه با قانونی اعلام کردن آن، ایجاد تقاضا می کنند. به این معنی که دولت ها می گویند پول به عنوان ابزار پرداخت در حل و فصل و تسویه تمام بدهی های عمومی و خصوصی باید پذیرفته شود.
  • اقتصاددانان مکتب اتریشی بر این باوند که افزایش در عرضه پول یا گسترش تسهیلات اعتباری، به ناچار به افزایش قیمت  بی ثباتی اقتصادی منجر خواهد شد. بنابراین تورم برای اقتصاددانان مکتب اتریشی، افزایش قیمت کالاها و خدمات نیست، بلکه صرفاً افزایش در عرضه پول محسوب می شود.
  • اقتصاددانان مکتب اتریشی معتقدند که کاهش تورم را می توان به پیشرفت های فناوری یا کاهش در حجم عرضه پولی منتسب کرد. البته تنها علت دوم مشکل ساز در نظر گرفته می شود؛ زیرا کاهش تورم ناشی از پیشرفت های فناوری برای رشد اقتصادی مضر نیست. بنابراین اقتصاددانان مکتب اتریشی طرفدار عرضه پول بطور ثابت هستند. این دیدگاه از سوی اقتصاددانان جریان اصلی مورد حمایت نیست. آنها بر این باورند که اقتصاد به اندازه کافی دارای عدم انعطاف پذیری قیمتی همانند چسبندگی دستمزدها بوده، که از رسیدن اقتصاد به نقطه تعادل جلوگیری می کند. اقتصاددانان جریان اصلی اعتقاد دارند، مقدار کمی از تورم کمک می کند تا چرخ رشد اقتصادی روغن کاری شود.
  • اقتصاددانان مکتب اتریشی معتقدند چرخه کسب و کار را بانک ها با صدور اعتبارات بیش از حد، از طریق کاهش ذخیره بانکداری با سپرده قانونی ایجاد می کنند. این موضوع منجر به تخصیص نامناسب منابع اقتصادی شده و در نتیجه باعث بازگشت رکود اقتصادی می شود. در حالیکه اقتصاددانان جریان اصلی بر این باورند که در زمان انبساط اقتصادی کار کمی برای انجام دادن وجود دارد و در مقابل، در زمان انقباضات اقتصادی کارهای زیادی (برای مثال افزایش عرضه پولی، افزایش هزینه های دولت و …) برای انجام دادن وجود دارد. اقتصاددانان مکتب اتریشی بر این باورند که در زمان انقباضات اقتصادی کار کمی برای برای انجام دادن وجود دارد فقط اجازه دهید اقتصاد به خودی خود افراط کارهای صورت گرفته را فیلتر کند. در حالیکه در زمان انبساط اقتصادی باید به اتخاذ تصمیم (محدود کردن افزایش عرضه پولی) پرداخت.

هیچ یک از ایده های فوق توسط اقتصاددانان جریان اصلی با متداول، معتبر در نظر گرفته نمی شوند. تئوری و اقتصاد مکتب اتریشی در مسئله به وجود آمدن و خلق پول، قضیه رگرسیون میزس را که کمتر مورد مناقشه است، معرفی می کند.

تحت قضیه رگرسیون میزس، ارزش یک ارز از این واقعیت که کاربران فرض می کنند آن ارز ارزش خود را با گذشت زمان حفظ خواهد کرد، سرچشمه می گیرد. پول، امروز دارای ارزش است به این دلیل که دارندگان آن انتظار دارند، قادر به استفاده از آن در آینده باشند و در ازای آن، کالا یا خدمات مورد نیازشان را دریافت کنند. در نتیجه ارزش یک ارز در روز جاری، از ارزش روز گذشته آن به اجرا درآمده است.

پول کالایی یعنی پولی که با حمایت یک کالا همانند فلزات گرانبها حمایت می شد.

جهت کسب اطلاعات و مشاهده مقالات بیشتر به بخش مقالات آموزشی مراجعه نمایید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *