اغلب افراد، بیت کوین را به عنوان یک ارز دیجیتال ناشناس قلمداد میکنند که البته باز هم جای امیدواری دارد. با این حال، هر کیف پولی دارای هویت یا کلید عمومی‌است. بنابراین، به بیان دقیق تر، میتوان گفت که چنین شبکه ای، ناشناس نیست، بلکه وابسته به نام مستعار است. این تمایز، از نظر حقوقی، اهمیت بسیار بالایی دارد که در ادامه آن را مورد بحث قرار خواهم داد. زنجیره بلوک، همه تراکنش‌ها و ترازهای واقع در شبکه را ردیابی میکند. هر کیف پول، با استفاده از رشته ای طولانی از اعداد نشان داده میشود که نام مستعار یا هویت بیت کوین کاربر است. مادامی‌که این هویت، جدا از هویت واقعی شماست، برخالف صورت حساب کارت اعتباری، نمیتوان تراکنش‌‌‌های بیت کوین را تا رسیدن به شما ردیابی کرد.
یکی از مشکلات پیش رو، این است که روش‌‌‌های مختلفی برای پیوند زدن حساب بیت کوین به هویت برخط وجود دارند. در این بخش، فاصله بین هویت برخط و هویت واقعی، چندان زیاد نیست. بزرگترین مانع برای ناشناس ماندن در شبکه بیت کوین، به نحوه ارتباط برقرار کردن با شبکه بیت کوین برمی‌گردد. اگر در قبال دریافت بیت کوین کار نمی‌کنید و نمی‌توانید کسی را پیدا کنید تا بیت کوین‌ها را در قبال پرداخت پول نقد به شما بفروشند، آنگاه نهایتا مجبور به نقل وانتقال بین بانکی، استفاده از حساب پیپال یا کارت
اعتباری، یا انجام کار دیگری خواهید شد که به واسطه آن، هر شخص ثالث جسوری میتواند از هویت شما، مقدار بیت کوین خریداری شده و نوع کیف پولتان سر دربیاورد.

شبکه انتقال بیت کوین

شبکه انتقال بیت کوین

 

بعد از انجام این کار، به سادگی میتوان تراکنش‌‌‌های واقع در زنجیره بلوک را دنبال کرد. اگرچه قطعات داده موجود در شبکه یا شیءهای در حال حرکت از داخل شبکه، واقعی نیستند، اما زنجیره بلوک، هر نوع برداشت از حساب و سپرده گذاری در حساب از طریق شبکه را ثبت میکند.
وقتی باب، پنج بیت کوین به جک میدهد، شبکه میفهمد که پنج بیت کوین از حساب باب کم شده و به حساب جک اضافه شده است. اگر واقعیت را بخواهید، هیچ چیزی از داخل اینترنت حرکت نمیکند.
تنها نتیجه ممکن، کم شدن پنج بیت کوین از کیف پول باب و اضافه شدن پنج بیت کوین به کیف پول جک خواهد بود. اگر جک، آدم بدنامی‌است، شاید باب دوست نداشته باشد که کل عالم بفهمند که دارد پنج بیت کوین به جک میدهد، اما تراکنش هر کسی که میخواهد دیده شود، در داخل زنجیره بلوک ثبت خواهد شد. همانطور که اشاره شد، شبکه بیت کوین، تراکنش‌ها را بر اساس نام افراد، ردیابی نمیکند،
بلکه تنها چیزی را که دنبال خواهد کرد، آدرس‌‌‌های کیف پول هستند. ظاهر هر تراکنش بیت کوین نمونه، رشته ای شبیه به این است: 38ccq1—>02BTC.0 18xAMYmeDHqmtPvM76VwECqzcEC7oCST152hPFoiSksxUdr6SO5VosyjY7s9AU.
با مشاهده کاراکترهای بالا، چیزی دستگیرمان نمی‌شود. تنها موضوعی که میتوان فهمید این است که کیف پول 02BTC.0…، 18xAMYme را به کیف پول 38ccq12 …داد. با این حال، اگر میدانستید که من اولین آدرس را در اختیار دارم و آدرس دوم نیز تحت اختیار موسسه خیریه Outpost s’Sean است، آنگاه به راحتی متوجه خواهید شد که من، در 22 ژوئن 2014، 02.0 بیت کوین را برای Outpost s’Sean ارسال کردم. اکنون فرض کنید میخواهم تراکنش خیریه خودم را از دید دیگران مخفی نگه دارم. در اینجا، صرفا خرید بیت کوین با استفاده از کارت اعتباری و سپس ارسال آن پول برای کاربر دیگر، کفایت نمی‌کند.
برای این کار، به واسطه ای نیاز دارم که باید به شیوه خاصی رفتار کند.
اگر کیف پول A، پنج بیت کوین را برای کیف پول B بفرستد و سپس کیف پول B نیز پنج بیت کوین را برای کیف پول C ارسال کند، آنگاه می‌توانید تا حد قابل قبولی مطمئن باشید که نیت کیف پول A، ارسال پنج بیت کوین برای کیف پول C بوده است. صحت این موضوع، به خصوص زمانی بیشتر میشود که کیف پول B، در ابتدا هیچ بیت کوینی را در اختیار نداشته باشد یا اینکه در تمام مدت حیاتش، تنها بیت کوین‌‌‌های دریافت شده از کیف پول A را دریافت کرده باشد.
اگر طرف ذینفع بداند که من صاحب کیف پول A هستم و کیف پول C نیز تحت مالکیت s’Sean Outpost قرار دارد، آنگاه میتواند به میزان قابل قبولی مطمئن باشد که هدف و نیت من، ارسال بیت کوین‌ها برای Outpost s’Sean بوده است.
سوال حقوقی در این رابطه آن است که سطح شک معقول برای تبرئه یک نفر از ارتکاب به جرم چقدر است. اگر من بیت کوین هایی را برای کیف پول دیگری بفرستم که پیش از این فاقد بیت کوین بوده است و سپس آن کیف پول، همان بیت کوین‌ها را برای حساب مربوط به یک فروشنده مواد مخدر ارسال کند، آنگاه آیا این فرایند، سند قابل قبولی برای محکوم کردن من به خرید مواد مخدر به شمار میرود یا خیر؟ در ضمن، تحت شرایط زیر، پاسخ به این سوال چگونه خواهد بود: اگر کیف پول واسطه یا میانی، یعنی کیف پول B، از قبل، مقداری بیت کوین داشته باشد؛ اگر بیت کوین، از سمت انواع مختلفی از منابع آمده باشد؛ اگر من سه بیت کوین را برای کیف پول میانی بفرستم و کیف پول میانی نیز دو بیت کوین را برای کیف پول C ارسال کند؛ اگر بیت کوین‌‌‌های باقیمانده را به سمت من برگشت بدهد و اگر چنین کاری را انجام ندهد.

انتقال بیت کوین

انتقال بیت کوین از یک کیف پول به کیف پول دیگر

 

به نظر من، دادگاه‌ها در سال‌‌‌های آتی، پاسخ این نوع از سوالات را مشخص خواهند کرد.
با این حال، سوالات حقوقی مربوط به حریم شخصی، موضوعاتی نیستند که همیشه مورد بحث قرار بگیرند. در اغلب موارد، دادگاه افکار عمومی، در این زمینه، سخت گیرتر از دادگاه حقوقی عمل میکند و تبلیغ کنندگان، کلاه برداران، افراد مزاحم در کمین و همچنین بیماران روانپریش (سایکوپت)، می‌توانند از اطلاعات مربوط به زمان و نحوه خرج کردن پولتان بهره برداری کنند.
یکی از روندهای نگران کننده در رسانه‌ها این است که هر تلاشی برای حفظ حریم شخصی را به عنوان یک عمل مجرمانه تلقی میکنند. در واقع، اگر کسی دوست نداشته باشد تا دیگران از بخشی از اطلاعات مربوط به وی آگاهی داشته باشند، حرکت او را یک عنصر مجرمانه به حساب می‌آورند. دلایل منطقی زیادی برای مخفی نگه داشتن تراکنش‌‌‌های شخصی وجود دارند که هیچ یک از آن ها، با فعالیت مجرمانه در ارتباط نیستند.
من برای وبگاه خبری CoinJournal، مطلب مینویسم و حقوقم را به صورت بیت کوین دریافت میکنم.
منبع درآمد دیگرم، دریافت کمک‌‌‌های بلاعوض از طریق بلاگ شخصی ام است. در نتیجه، اطلاعات آدرس بیت کوین من در اختیار همه قرار دارد. اگر یک وبگاه رقیب بخواهد من را از دست CoinJournal بقاپد، تنها کافی است تا به پول هفتگی دریافتی من از CoinJournal نگاهی بیندازد و سپس پول بیشتری را به من پیشنهاد کند.
قاپیدن کارمندان سازمان‌‌‌های رقیب، فاکتور بسیار نگران کننده ای برای بسیاری از کسب وکارها به شمار میرود و در معرض عموم قرار دادن دستمزدهای کارمندان، امر ایده آلی نیست.
نگرانی دیگر این است که ممکن است زیر ذره بین قرار بگیرید. اگر همه مردم از مبلغ پول بالایی که دریافت کرده اید آ گاهی پیدا کنند، این خودش مجموعه ای از مشکلات را برای شما ایجاد خواهد کرد.
بالاتر از همه این ها، حریم شخصی، در دسته موضوعات مربوط به حقوق بشر نیز قرار دارد.
استیون لوی، در مقاله ای در مجله وایرد، که در مورد Digicash( ارز دیجیتال قبل از بیت کوین که در مقاله‌‌‌های قبل در مورد آن صحبت کردم) نوشته بود، از قول یک رمزنگار به نام نیلز فرگوسن که بعدها در شرکت Digicash به کار گرفته شد، چنین نقل قول میکند:»خدا میداند که چقدر با افراد مختلف، در مورد نیازشان به حریم شخصی صحبت کرده ام. همه آن‌ها میگویند اینکه دیگران بدانند پولمان را کجا خرج میکنیم، برایمان اهمیتی ندارد. جواب من معمولا به آن‌ها این است که اگر من یک کارآگاه خصوصی را استخدام کنم که صبح تا شب شما را تعقیب کند، آیا باز هم اهمیت نمی‌دهید؟ آیا عصبانی نخواهید شد؟ جواب آن‌ها به این سوال، همیشه این است که چرا، البته که عصبانی میشوم.

نیل فرگوسن

نیل فرگوسن

 

در ادامه، این بحث را مطرح میکنم که اگر در معاملاتمان، حریم شخصی وجود نداشته باشد، آنگاه افراد مختلف میتوانند هر پرداخت؛ از هزینه نوشیدن یک فنجان قهوه گرفته تا باز شدن هر در و برقراری هر تماس تلفنی را مشاهده کنند. اگر فردی بتواند از این اطلاعات سر دربیاورد، آنگاه نیازی به کارآگاه خصوصی نخواهد داشت. کافی است پشت رایانه اش بنشیند و شما را دنبال کند.
آنگاه مخاطبان به این نتیجه میرسند که بله، حریم شخصی چیز مهمی‌است. ممکن است هر تکه از اطلاعات، به تنهایی اهمیتی نداشته باشد، اما مجموعه این اطلاعات است که اهمیت دارد”.
نکته حائز اهمیت در اینجا آن است که تعداد مواردی که از امور مالی شما خصوصی تر باشند، چندان زیاد نیست. پس با این حقیقت که بیت کوین از دفتر کل استفاده میکند، چگونه میتوان کنار آمد؟ چگونه میتوانیم تراکنش‌‌‌های وابسته به نام مستعار واقع در شبکه بیت کوین را به معنای واقعی کلمه، از هویت واقعی خودمان جدا کنیم؟
به یاد داشته باشید که در واقعیت، بیت کوین‌ها چیزی غیر از کدی نیستند که شبکه بیت کوین را تشکیل میدهد. از آنجایی که هیچ چیزی برای تمایز یک بیت کوین از بیت کوین دیگر وجود ندارد، در نتیجه، نمی‌توان بیت کوین‌ها را ردیابی کرد. آن‌ها فقط یکسری ترازهای متغیر در داخل کیف پول‌‌‌های مجزا هستند.
وقتی تراکنشی از کیف پول A به سمت کیف پول B فرستاده میشود، در واقعیت، هیچ چیز فیزیکی ای جابه جا نشده است. تنها اتفاقی که می‌افتد این است که بیت کوین‌‌‌های کیف پول A، کم می‌شوند و کیف پول B نیز به همان اندازه، بیت کوین جدیدی به دست می‌آورد.
تنها چیزی که می‌توان ردیابی کرد، خود تراکنش‌ها هستند. اگر مقادیر تراکنش هایتان را تغییر بدهید و آن‌ها را بین تعداد زیادی از آدرس‌ها تقسیم کنید، آنگاه، ردیابی این تراکنش ها، نسبت به زمانی که پول، مستقیما از نقطه A به نقطه B ارسال میشود، سخت تر خواهد شد. با این وجود، تکنیک مزبور، پیچیدگی کار را تنها به اندازه یک لایه افزایش خواهد داد. هر کسی که میخواهد این کار را انجام بدهد، باید از توانایی برقراری ارتباط بین ایده‌‌‌های مختلف برخوردار باشد و بتواند تصویر بزرگی را از وضعیت موجود، در ذهن خود ایجاد کند.
سرویس هایی وجود دارند که امکان ردیابی تراکنش‌‌‌های بیت کوین از طریق فناوری جدید را تقریبا از بین می‌برند. این کار از طریق اختلاط تراکنش‌ها با هم انجام میگیرد. اگر دسته ای از تراکنش‌‌‌های افراد مختلف را گردآوری کنید، آن‌ها را برای یک کیف پول منفرد بفرستید و سپس مجددا آن‌ها را در بین آدرس هایی که مشارکت کننده‌‌‌های اولیه در اختیار دارند، اما به آن‌ها متصل نیستند، توزیع کنید، آنگاه اثبات این موضوع که چه کسی مالک چه چیزی است، صرفا از طریق زنجیره بلوک، تقریبا غیرممکن خواهد بود.
روش هایی برای دستیابی به این هدف وجود دارند. بدیهی ترین روش که بعد از همه گیر شدن استفاده از بیت کوین مطرح شد، سرویس laundry coin نام دارد (معادل فارسی آن کوین شویی است. در اینجا، کوین از چندین مجرا عبور میکند تا منبع اصلی آن پنهان بماند). در اینجا، گروه هایی از افراد وجود دارند که تراکنش‌‌‌های کاربران مختلف را می‌گیرند، آن‌ها را با هم مخلوط میکنند و سپس به هر آدرسی که مشتریان می‌خواهند میفرستند. به منظور افزایش میزان ناشناس ماندن، معمولا کوین‌ها حداقل به مدت
چند ساعت نگه داشته میشوند. کارمزد نگهداری از کوین ها، متغیر و تصادفی است، تا از این طریق، گروه‌‌‌های ذینفع نتوانند به راحتی نمونه‌‌‌های منطبق با این تراکنش‌ها را پیدا کنند.
با این حال، روش بالا، ایراداتی دارد. شما مجبور هستید به افرادی که به دلیل نوع کسب وکارشان، باید ناشناس باقی بماند و هر زمانی که خواستند، می‌توانند کرکره را پایین بکشند، اعتماد کنید.

 

 

منبع: برگرفته از کتاب راهنمای بیت کوین نوشته یان دی مارتینو

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می‌خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد: )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *