بیت کوین چیست؟

از دو جنبه میتوان این سوال را که “بیت کوین چیست؟” مطرح کرد. هر دو سوال، هم به نحوی با هم در ارتباط هستند و هم از زوایایی با یکدیگر فرق دارند. سوال اول به ماهیت واقعی بیت کوین و سوال دوم به قابلیت‌‌‌های آن برمیگردد. علاوه بر این، هدف من در این کتاب آن است تا در پاسخ به این سوال که”شیوه کار بیت کوین به چه نحوی است؟، در واقع به هر سه پرسش مطرح شده در اینجا جواب بدهم.

<a data-ail=

بیت کوین چیست؟” width=”700″ height=”408″ /> بیت کوین چیست؟

 

به زبان ساده، بیت کوین، درست همانند یورو یا دلار، شکل جدیدی از ارز است که معادل دیجیتال پول نقد به شمار میرود. هر شخصی میتواند به صورت دیجیتالی، یک بیت کوین، چندین بیت کوین، یا بخشی از بیت کوین را در سراسر جهان یا در داخل یک اتاق، با فرد دیگری دست به دست کند. در اینجا، شیوه انتقال پول، همانند دست به دست کردن پول نقد است و بر خالف سایر سیستم‌‌‌های مالی دیجیتال قدیمی‌تر، به واسطه هایی مثل بانک یا شرکت‌‌‌های دیگر نیازی نداریم. نقاط قوتی که در ادامه به آنها خواهم پرداخت، باعث شده است تا استفاده از آن در بین مردم رواج پیدا کند.
یکی از فناوری‌‌‌های مورد استفاده در اینجا، فناوری دفتر کل توزیع شده است. در این فناوری، تراکنش‌ها و ترازهای مربوط به هر کیف پول بیت کوین، ثبت می‌شوند و میتوان کیف پول بیت کوین را درست همانند یک حساب بانکی در نظر گرفت. به این دفتر کل، زنجیره بلوک نیز میگوییم. هر کیف پول، به جای آنکه در پایگاه داده یک بانک ذخیره شود، در این دفتر کل قرار دارد. هر کیف پول، دارای کلید عمومی‌و کلید خصوصی خودش است. به کلید عمومی‌،آدرس بیت کوین نیز میگوییم. طول کاراکترهای هر آدرس بیت کوین، بین 25 تا 36 کاراکتر حرفی-عددی است و در ابتدای آن، یکی از ارقام 1 یا 3 قرار دارند. هر کسی میتواند این آدرس را مشاهده کند و از طریق آن، بیت کوین‌ها را به دیگران انتقال بدهد. همانند رایانامه ها، کیف‌‌‌های پول بیت کوین را نیز میتوان تقریبا بافاصله ایجاد کرد و با همان سرعت نیز به افراد دیگر انتقال داد.
کلید خصوصی، ظاهری مثل 5JJqKVLu29gfafXvCjva9BtVapjrE8qNerXWt9RTAv4ebbDX4E دارد، و باید به هر قیمت ممکن، از آن حفاظت کرد. غالبا گفته میشود که اگر چیزی را در اختیار داشته باشید، دیگران به سختی میتوانند آن را از شما بگیرند. در رابطه با بیت کوین، کلید خصوصی، نشان دهنده اختیار کامل قانونی شماست. هر کسی که کلید خصوصی را در اختیار دارد، میتواند بیت کوین‌‌‌های موجود در کیف پول متناظر با آن را برای دیگران ارسال کند. هیچ راهی برای به عقب برگرداندن یک تراکنش بیت کوین وجود ندارد و به همین دلیل، کلید خصوصی، مهمترین اصل مورد استفاده در بیت کوین محسوب میشود. ممکن است با شنیدن این جمالت، کمی‌گیج شده باشید. شاید اگر خودتان را در وضعیتی در نظر بگیرید که مجبور هستید یک ارز جدید را بدون حضور فیزیکی ایجاد کنید، فهم مطالب بالا کمی‌برایتان آسان شود.
تصور کنید که همراه با 19 فرد دیگر، در جزیره متروک‌‌‌های گیر افتادید. غذا و آب شیرین کافی برای زنده ماندن موجود است، اما امکان نجات یا فرار وجود ندارد. تنها کاری که برای زنده ماندن باید انجام دهید، همکاری دسته جمعی و توزیع منصفانه منابع هستند. شاید هم نیاز باشد تا بفهمید که چه کسانی برای چه مدتی و برای چه افرادی کار میکنند. برای انجام این کار، باید نوع جدیدی از یک سیستم مالی پیاده سازی شود. می‌توانید از صدف‌‌‌های دریایی یا سنگ‌‌‌های براق یا هر چیز نادری مانند آن‌ها استفاده کنید، امابی شک، هر کسی می‌تواند این سیستم مالی را فریب دهد. وقتی میتوان به سادگی با قدم زدن در کنار ساحل، صدف دریایی پیدا کرد، دیگر چه نیازی است که دوستانتان در قبال دریافت دو صدف دریایی، در ساختن کلبه به شما کمک کنند؟ در چنین محیطی، چگونه میتوان نظام پولیای را پایه ریزی کرد که افراد حاضر در آن، در قبال ساعات کاریشان، حقوق منصفانه ای دریافت کنند؟

تعریف بیت کوین

تعریف بیت کوین

یکی از راهکارها جهت حل مشکل فوق الذکر، ایجاد فهرست یا دفتر کل است. دفتر کل، میزان کاری را که هر فرد انجام داده است، بر حسب واحدهای کاری مورد قبول، ثبت میکند. دفتر کل، مقدار دارایی هر فرد را نشان میدهد و به افراد اجازه میدهد تا سپرده خود را به حساب شخص دیگری بریزند. اگر دفتر کل، میزان عرضه سهام39هر فرد و هر دادوستد رخداده را ثبت کند، در آن صورت هیچ کسی نخواهد توانست تراز یا مانده حسابش را با اضافه کردن صدف‌‌‌های دریایی یا سنگ‌‌‌های براق یا هر واحد کاری40 دیگری خارج از سیستم مالی، افزایش دهد. مشکل راهکار دفتر کل این است که همه شرکت کنندگان باید مطمئن باشند که فردی که دفتر کل را در اختیار دارد، منصفانه رفتار میکند. اگر تنها یک موجودیت (نهاد) یا گروه، دفتر کل را در دست بگیرد، در نهایت، توانایی کنترل میزان پول هر فرد را در اختیار خواهد داشت و در اختیار داشتن این توانایی، میتواند هر کسی را به وسوسه بیندازد.
برای حل این مشکل، میتوانیم به غیرمتمرکزسازی متوسل شویم. میتوان دو رونوشت (کپی) از دفتر کل را در اختیار دو فرد معتمد گروه قرار داد. در نتیجه، آن‌ها میتوانند دفاتر کل یکدیگر را به صورت متقابل بررسی کنند تا از این طریق، همخوانی و تطبیق رکوردهای ثبت شده، تضمین شود. با این وجود، هنوز هم مشکل اعتماد، سر جای خودش باقی است، تنها تفاوتش این است که این بار، به جای یک گروه، باید به دو گروه اعتماد کنیم. اگرچه این شیوه، نسبت به واگذاری همه قدرت نگهداری دفتر کل به یک گروه، بهتر است، اما از وضعیت ایده آل فاصله زیادی دارد.
بهترین راهکار که برای مشکل فوق میتوان مطرح کرد، توزیع 20 رونوشت از دفتر کل در بین همه افرادی است که در این جزیره حضور دارند. در پایان روز، هر کسی میتواند تراکنش‌‌‌های اتفاق افتاده با افراد دیگر را مورد بررسی متقابل قرار بدهد. در این راهکار، بدون آنکه اختیار دفتر کل، تنها به دست یک فرد سپرده شده باشد، میتوان به اجماع رسید. در نهایت، افراد ساکن در جزیره، متوجه خواهند شد که آنچه واقعا اهمیت دارد، صدف دریایی نیست، بلکه دفتر کل است. اهمیتی ندارد که چه صدف دریایی ای را از جزیره جمع کرده اید، بخش مهم این راه حل، دفتر کل است که یادآوری میکند، هر فردی چه چیزی را در اختیار داشته و چه چیزی را خرید و فروش کرده است. حتی ممکن است برخی افراد، صدف‌‌‌های دریایی را مانعی در مقابل تجارت بدانند، زیرا باید جایی را نیز به گردآوری، نگهداری و ردیابی صدف‌‌‌های دریایی قانونی و مجاز اختصاص بدهیم. صدف‌‌‌های دریایی، همانند همه ارزها، برای تعیین میزان کار، مورد استفاده قرار میگیرند. اگر دفتر کل، قبل از انتخاب صدف‌‌‌های دریایی، به عنوان ارز، مشغول به کار بوده باشد، آنگاه خود صدف‌‌‌های دریایی، عناصر خارجی و بیگانه به شمار میروند. ارزهای واقعی،”واحدهای کاری” موجود در دفتر کل هستند و صدف‌‌‌های دریایی و سایر اشیای فیزیکی، تنها برای ردیابی و تعیین میزان کار افراد، مورد استفاده قرار میگیرند. آنچه در این سیستم اهمیت دارد، خود کار است که ارز واقعی به شمار میرود.
با توجه به مثال بالا، میتوان بیت کوین را به عنوان ارز و زنجیره بلوک را به عنوان دفتر کل در نظر گرفت.
اگرچه اینترنت، فضایی را برای برقراری ارتباط تقریبا فوری فراهم ساخت، اما این قابلیت تا مدتی به کار گرفته نشده بود، تا اینکه موجودیت ناشناسی به نام ساتوشی ناکاموتو، دفتر کل غیرمتمرکزی را پیاده سازی کرد که مبادلات همه افراد در داخل آن ثبت می‌شدند. هر شرکت کننده کامل در بیت کوین، رونوشتی از دفتر کل را در اختیار دارد. همه افراد میتوانند رونوشت‌‌‌های خودشان را با هر دفتر کل دیگری مقایسه کنند و از این طریق، از دقت آن اطمینان یابند. فرایند مزبور، شیوه تایید و بررسی میزان دقت دفتر کل را پیچیده تر میکند، اما اصلی اساسی است که باید حتما آن را رعایت کنیم.

بیت کوین، زنجیره بلوکی

آموزش بیت کوین

اختلاف کاملا روشن بین مثال ما و بیت کوین، این است که بیت کوین، در مقیاسی جهانی کار میکند، اما جزیره تنها به 20 نفر محدود بود. به همین دلیل، بدون کمک گرفتن از رایانه‌ها و اینترنت، نمی‌توان بیت کوین را مورد استفاده قرار داد. عالوه بر این، هیچ فضای فیزیکی ای در اینترنت موجود نیست. شما نمی‌توانید صدف‌‌‌های دریایی را از طریق یک کابل فیبر نوری، برای دیگران ارسال کنید. بنابراین، ارز دیجیتال، فاقد هویت فیزیکی است.
چالش اصلی و مهم در فرایند ایجاد ارزهای دیجیتال کارا، آن است که این ارزها، حداقل آنگونه که ما تصور میکنیم، وجود فیزیکی ندارند. در گذشته، تعریف واژه “بودگی یا وجود”، ساده تر بود. هر چیزی، یا وجود داشت یا وجود نداشت. شما می‌توانستید هر چیزی را در دست داشته باشید یا نداشته باشید. اما اکنون که دنیای مجازی شکل گرفته است، چه تعریفی را میتوان برای بودگی ارائه داد؟ آیا یک کتاب، وقتی روی کاغذ چاپ شد، واقعی تر میشود؟ آیا بودگی نسخه فیزیکی یک کتاب، نسبت به نسخه الکترونیکی اش، اعتبار بیشتری دارد؟ شکی نیست که در دنیای فیزیکی، نسخه چاپی، ملموس تر از نسخه الکترونیکی خواهد بود، اما تعداد افرادی که ادعا میکنند نسخه فیزیکی کتاب، اعتبار بیشتری نسبت به نسخه الکترونیکی اش دارد، چندان زیاد نیست. این دو نسخه، حرف جداگانه ای برای گفتن ندارند.
از یک نگاه، پول، معرف میزان کار است، اما برای آنکه این مفهوم را انتقال بدهد، لزوما نیازی نیست تا آن را روی یک قطعه کاغذ چاپ کنیم. برای راحتی کار، می‌توانیم پول را روی قطعه ای از کاغذ یا تکه ای از فلز چاپ کنیم یا اینکه در داخل یک سرور رایانه ای ذخیره کنیم. بخش عمده پول، از دلار گرفته تا یورو و یوآن، به صورت الکترونیکی وجود دارد. دیگر به کسی که پول نقد زیادی نداشته باشد، اما میلیون‌ها دلار را در حساب بانکی اش بخواباند، فقیر نمی‌گویند. اگر پول نقد فیزیکی و بازنمایی الکترونیکی آن، هر دو دارای اعتبار یکسانی باشند، آنگاه شیوه این بازنمایی الکترونیکی، چگونه خواهد بود؟ و حال که بازنمایی‌‌‌های دیجیتال پول سنتی در دسترس همگان قرار دارد، آیا واقعا به یک ارز صرفا دیجیتالی از قبیل بیت کوین نیاز داریم یا خیر؟
خرید برخط، پدیده جدید و تازهای است. اگرچه در سال 2012، 289 بیلیون دلار، در حوزه تجارت الکترونیک صرف شد، اما در اوایل دهه 1990، خرید برخط، برای بخش عمده مصرف کنندگان، قابل تصور نبود. تاریخ تولد تجارت الکترونیک، به سال 1994 و زمانی برمی‌گردد که اولین تراکنش امن، یعنی خرید 48.12 دلاری آلبوم Tales s’Summoner Ten استینگز در وبگاه Netmarket، اتفاق افتاد شماره کارت اعتباری استفاده شده برای خرید سیدی مزبور، رمزگذاری شد و عموم مصرف کنندگان متوجه شدند که اینترنت، بازار قابل قبولی به شمار میرود. سال بعد، آمازون و اییبی، کارشان را شروع کردند.
قبل از اتفاقات فوق، بحث‌‌‌های تئوری زیاد و خوبی در مورد آمادگی اینترنت در اقتصاد مطرح شده بود.

تاریخچه بیت کوین

تاریخچه بیت کوین

نیکوال تسلا و مارشال مک لوهان، در مورد مراکز عصبی مرکزی بی سیم جهانی، مطالعاتی را ترتیب داده بودند. مک لوهان، در کتاب “درک رسانه” که در سال 1964 نوشته بود، شکلی تعاملی و به هم پیوسته از رسانه‌ها را مورد اشاره قرار داد که شباهت زیادی به اینترنت و واقعیت مجازی دارد. وی، پیش از این، در کتاب “کهکشان گوتنبرگ”، اصطالحی با عنوان “دهکده جهانی” را بر سر زبان‌ها انداخته بود که هنوز هم برای توصیف اینترنت امروزی، به کار گرفته میشود. علاوه بر این، اصطالح دیگری که برای اولین بار، مک لوهان به کار گرفته بود، “رسانه، همان پیام است” است. معنا و مفهوم این اصطالح آن است که روش انتقال اطالعات در جامعه، تاثیر عمیق تری را نسبت به اطالعات واقعی بر جای خواهد گذاشت. با توجه به این مفاهیم، سوال دیگری که مطرح میشود این است که فرهنگ در یک جامعه به هم پیوسته الکترونیکی، چه جایگاهی دارد؟ با این وجود، نگرانی اصلی مک لوهان، به جای اقتصاد،
به ارتباطات و رسانه‌ها معطوف بود.
خوانندگان قدیمی‌تر ممکن است شبکه‌‌‌های خرید خانگی اواخر دهه 1970 را به یاد داشته باشند.
در این شبکه ها، کاربران، فهرست الکترونیکی را در رایانه‌‌‌های شخصیشان پر می‌کردند و آن‌ها را از طریق خط تلفن، برای داروخانه یا فروشگاه‌‌‌های رفاه مورد نظرشان می‌فرستادند. اگرچه این شیوه، ایده بدی در آن زمان نبود، اما این نوع از شبکه ها، بعد از رشد و توسعه اینترنت، کارایی خود را از دست دادند و منسوخ شدند. با این وجود، استفاده از شبکه‌‌‌های خرید خانگی نشان میدهد که ایده سفارش دادن چیزهای مختلف از طریق رایانه شخصی، حتی در سال 1994 نیز مفهوم جدیدی نبود. تنها ایراد آن زمان این بود
که هیچ راه امن و مناسبی برای انجام این کار وجود نداشت.
وقتی نت مارکت، اولین فروش خود را انجام داده بود، از نظر همه کسانی که این اتفاق را زیر نظر داشتند، این تنها به خرید یک چیز از طریق اینترنت محدود نمیشد، بلکه عصر جدیدی در حال ظهور و پیدایش بود. این اولین فروشی بود که در آن، خریدار به میزان قابل قبولی، به تامین امنیت اطالعات کارت اعتباری خود، اطمینان داشت. قبل از معامله نت مارکت، هیچ فرد خریدار برخطی، مطمئن نبود که فردی که در سمت دیگر ارتباط اینترنتی قرار دارد، این اطالعات را سرقت نکند.
برای کار در نت مارکت، مشتریان باید نرم افزار اختصاصی ای را که مبتنی بر برنامه افسانه ای PGP بود، دانلود میکردند. PGP یا “حریم شخصی خیلی خوب”، به فناوری ای اشاره دارد که امکان برقراری ارتباط خصوصی و امن بین دو طرف اینترنت را با استفاده از رمزگذاری فراهم میساخت. الگوریتم‌‌‌های رمزگذاری فناوری PGP که اتفاق مهمی‌در حوزه رمزنگاری به شمار میروند، برای چندین دهه، پایه و اساس این صنعت را تشکیل می‌دادند. هنوز هم امروزه از نرم افزار منبع باز مبتنی بر فناوری PGP استفاده میشود.
بعد از تراکنش نت مارکت، فرایند خرید برخط چیزهای مختلف، ساده تر شد، اما سطح امنیت خریدها، همیشه به یک میزان نبود. با رشد و توسعه خرید برخط، دیگر، رمزگذاری کارت اعتباری، امن ترین روش تراکنش برخط به شمار نمی‌رود. تجارت اولیه، از وجود اسکم‌ها و هک‌‌‌های کارت‌‌‌های اعتباری رنج میبرد. نت مارکت، بعد از نشت تصادفی حدود یک میلیون سفارش در سال 1999، درگیر مناقشه بزرگی شد. نشت اطلاعات شخصی تا به امروز نیز ادامه دارد. همین ترس باعث شد تا افراد آینده پژوه و توسعه دهندگان، قبل از استفاده از سرویس هایی از قبیل پیپال، این سوال را مطرح کنند که آیا اینترنت، به ارز مخصوص به خودش نیاز دارد یا خیر.

خرید بیتکوین

آموزش بیت کوین

این ایده، آنقدرها که فکر میکنید احمقانه نیست. در گذشته، ارزها معمولا به مناطق یا کشورهای خاصی محدود می  شدند. برای قرن‌‌‌های متمادی، این شیوه مورد استفاده قرار میگرفت، زیرا چندان معمول نبود که فردی از یک گوشه دنیا، با ارز محلی خودش، با فردی در گوشه دیگر دنیا که از ارز دیگری استفاده میکند، معامله کند. با این حال، پیدایش اینترنت، این امکان را برای افراد فراهم ساخت تا هم مرزهای سیاسی و هم مرزهای جغرافیایی را درنوردند. ناگهان، فضای اینترنت، زمینه ای را مهیا کرد تا افراد یک بخش از سیاره، با افراد سایر نقاط سیاره، ارتباط برقرار کنند. در نتیجه، برقراری ارتباط جهانی رشد پیدا کرد و نیاز به نوع جدیدی از تجارت شکل گرفت.
مشکلی که در اینجا وجود داشت این بود که هر فرد به شخصی که در سمت دیگر این رابطه وجود داشت، بی اعتماد بود. در واقع، دست به دست شدن شماره کارت اعتباری، با فرد ناشناسی که در قلمرو قانونی دیگری قرار دارد، قابل قبول نبود. علاوه بر موضوعات مربوط به سازگاری نهادهای مالی )مانند اینکه آیا کارت اعتباری ایالات متحده، از نظر بانک بازرگانی روسیه اعتبار دارد یا نه(، فرایند مزبور، امنیت الزم را نداشت. در اینجا، شماره کارت اعتباری شما، در اکثر موارد به صورت رمزگذاری نشده، برای فرد ناشناسی ارسال میشد که ممکن بود هر جایی باشد. اگرچه بی شک، میزان امنیت خرید برخط، نسبت به اولین روزهای ظهور و پیدایش اینترنت، بیشتر شده است، اما همچنان امنیت، فاکتور بسیار مهمی‌به شمار میرود و انگیزه اصلی و اولیه انجام بسیاری از تحقیقات در رابطه با پول الکترونیکی یا ارز اینترنتی محسوب میشود. اگرچه حواله ارزی، تامین مالی توزیع شده، پرداخت‌‌‌های خرد و سرمایه گذاری قابل
دسترسی، غالبا به عنوان حوزه‌‌‌های مهم مورد نظر در سیستم بیت کوین مورد اشاره قرار میگیرند، اما انگیزه اصلی و اولیه پول‌‌‌های نقد الکترونیکی، به حل نگرانی‌‌‌های امنیتی موجود برمی‌گشت.
سردبیر مجله Wired به نام کوین کلی، در کتاب سال 1994 خود با عنوان “خارج از کنترل: بیولوژی جدید ماشین ها، سیستم‌‌‌های اجتماعی، و دنیای اقتصاد”، به اموری که برای رشد اقتصاد اینترنت مورد نیاز هستند، اشاره کرد. “کلی” ادعا کرد که هر جامعه خیلی خوب، به چیزی فراتر از ناشناس ماندن نیاز دارد. شکل گیری تمدن برخط، مستلزم عوامل زیر است: ناشناس بودن برخط، شناسایی برخط، احراز هویت برخط، خوشنامی‌برخط، نگه دارندگان اعتماد برخط، امضاهای برخط، حریم شخصی برخط و دسترسی برخط. همه این موارد، عناصر اصلی هر جامعه باز و آزادی را تشکیل میدهند.
طبق نظر “کلی”، اینترنت، برای تامین حریم شخصی، شناسایی، تایید و خوشنامی، به ناشناس ماندن و برای تامین امنیت، به امضاها نیاز دارد. به نظر میرسد که دو نیاز فوق، در تعارض با یکدیگرند. چگونه میتوان هم حریم شخصی و هم شناسایی برخط را تضمین کرد؟ پاسخ به این سوال، در رمزنگاری و رمزگذاری کوین کلی و سایفرپانک‌‌‌های آن دوران نهفته است:
»به نظر من، فناوری رمزگذاری، به سرریز عظیم دانش و داده هایی که سیستم‌‌‌های شبکه ای تولید میکنند، نظم می‌بخشد. بدون این قابلیت، شبکه، به تار عنکبوتی تبدیل خواهد شد که در چنگال خودش گرفتار شده است و دارد با استفاده از اتصالات بسیار زیادش خفه میشود. رمز، پیکره انرژی جسم فیزیکی شبکه را تشکیل میدهد که نیروی مخفی کوچکی است که میتواند اتصالات به هم پیوسته انفجاری ایجادشده توسط سیستم‌‌‌های توزیع شده و غیرمتمرکز را مهار کند. به طور خاص، رمزگذاری کلید عمومی، این خواسته را محقق کرد. رمزگذاری کلید عمومی‌این امکان را فراهم می‌سازد تا کاربران، بدون شناسایی شدن، تایید شوند. پایه و اساس رمزگذاری سنتی را کلید توافقی، تشکیل میدهد که با استفاده از آن میتوان یک پیغام را رمزگشایی کرد. استفاده از کلید توافقی در حین کار با طرف دوم قابل اعتماد رابطه، ایرادی ندارد، اما وقتی با گروه‌‌‌های بزرگ یا منابع ناشناس زیادی سروکار داریم، به دلیل در معرض خطر قرار گرفتن کلید، شیوه ایده آلی به شمار نمیرود. در رمزگذاری کلید  عمومی، هر کاربر، دو کلید را در اختیار خواهد داشت؛ یک کلید عمومی‌و یک کلید خصوصی. کلید عمومی، آزادانه به اشتراک گذاشته میشود و این امکان را به هر فرد میدهد تا پیغامی‌را رمزگذاری کند که تنها کلید خصوصی، امکان رمزگشایی آن را خواهد داشت. کلید عمومی‌را نمیتوان برای کشف کلید خصوصی به کار گرفت. به همین دلیل، به اشتراک گذاشتن آن خطری ندارد. از سوی دیگر، با استفاده از تکنیکی به نام امضای دیجیتال، عکس این کار نیز قابل انجام خواهد بود. اگر به جای آنکه کاربر دیگری، پیغامی‌را با استفاده از کلید عمومی‌شما رمزگذاری کند، این کار را از طریق کلید خصوصی تان انجام دهد، آنگاه این پیغام، تنها با استفاده از کلید عمومی‌شما رمزگشایی خواهد شد. در نتیجه، کاربران، امکان امضای دیجیتالی یک پیغام یا سند را به گونه ای خواهند داشت که نتوان آنها را جعل کرد. نکته مهمتر در فرایند توسعه بیت کوین آن است که هیچ کسی، در صورت امضای دیجیتال چیزی، نمیتواند ادعا کند که آن را ارسال نکرده است. این الیه امنیت قابل تایید اضافی، بخش مهمی‌برای کارکرد مناسب هر ارز دیجیتال محسوب میشود.

تشریح بیتکوین

تشریح بیت کوین

بگذارید به مثال قبلیمان در مورد 20 فرد بازمانده در یک جزیره متروکه برگردیم. فرض کنید در موردی خاص، عدم توافق وجود دارد. فردی ادعا میکند که در قبال دریافت کالا یا خدمات، مبلغ را به طرف مقابل پرداخت کرده است، اما فرد دوم، چنین چیزی را قبول ندارد. هیچ فرد دیگری، این تراکنش مشکوک را ثبت نکرد و به همین دلیل کسی هم نمیتواند بگوید که کدام دفتر کل، دقیقتر است. در این سناریو، تعیین این موضوع که چه کسی راست و چه کسی دروغ میگوید، کار ساده ای نیست. شبکه بیت کوین، هر شرکت کننده را مجبور میکند تا در صورت انجام هر تراکنش، دست به امضای دیجیتالی بزند و به همین دلیل قابلیت اعتماد را بسیار بالاتر خواهد برد.
در دنیای بیت کوین، به دفتر کل، زنجیره بلوک میگویند. هر حساب در شبکه بیت کوین که به کیف پول معروف است، از طریق زنجیره بلوک ردیابی میشود. به محض اینکه تراکنشی در شبکه ارسال شود، فرستنده، امضای دیجیتالی را در پای آن قرار میدهد و یک مهر زمانی، از طریق این تراکنش شکل میگیرد. در ادامه کار، مهر زمانی، در گروهی از تراکنشهایی که همراه با هم پردازش میشوند، قرار میگیرد و نسخه فشردهای از گروه قبلی تراکنش ها، به این گروه اضافه میشود. از آنجایی که هر گروه جدید از تراکنش ها، حاوی نسخه فشرده شده گروه قبلی است، در نتیجه، تغییر هر چیزی در این فرایند، تاریخچه تراکنش را تغییر میدهد و زنجیره را بی اعتبار می‌سازد. اگر فردی خواست به عقب برگردد و یکی از تراکنش‌‌‌های قدیمی‌تر را حذف کرده یا تغییر دهد، برای انجام این کار، باید محاسبات ریاضی پیچیده تشکیل دهنده دفتر کل تا آن نقطه را مجددا انجام بدهد. معنا و مفهوم این کار آن است که زنجیره بلوک، اعمال تغییرناپذیر است.
وقتی تراکنشی به شبکه ارسال میشود، همیشه در داخل زنجیره بلوک ثبت خواهد شد. نیازی نیست تا بقیه گروه، وقت خود را صرف برقراری ارتباط بین هر یک از دو طرف شرکت کننده کنند. یا تراکنش، در داخل زنجیره بلوک ثبت میشود و نسخه فشرده شده که به آن هَش میگوییم را میتوان مورد وارسی رمزنگاری قرار داد، یا اینکه چنین کاری ممکن نیست. هیچ چیز اضافی ای برای بحث وجود ندارد.
برای اینکه شبکه مزبور به درستی کار کند، به فردی نیاز داریم تا مسئولیت پردازش معادلات ریاضی پیچیده جهت وارسی هش‌‌‌های هر تراکنش را بر عهده بگیرد. به این شرکت کننده ها، استخراج گر میگوییم. استخراج گرها در قبال انجام این تراکنش‌ها و افزودن آن‌ها به زنجیره بلوک، بیت کوین‌‌‌های تازه ایجادشده و عایدات حاصل از کارمزد استخراج گر کوچک پیوست شده به هر تراکنش را به عنوان پاداش دریافت خواهند کرد. در فصل‌‌‌های بعد، به طور مفصل تری در مورد استخراج بیت کوین صحبت میکنیم، اما نکته ای که در اینجا حائز اهمیت است، آن است که زنجیره بلوک، در قطعه‌‌‌های تقریبا دقیقه ای که به آن‌ها بلوک گفته میشود، ثبت میشود. هر بار که استخراج گری، گروهی از تراکنش‌ها را به درستی تایید کند، پاداش دریافت میکند.
زنجیره بلوک، امکان ثبت، ردیابی و وارسی هر تراکنش و تراز حساب را فراهم میسازد. علاوه بر این، رمزنگاری و غیرمتمرکزسازی، مهارت‌‌‌های نسبتا پایه کاربر برای ناشناس ماندن قابل قبول در تراکنش‌ها را افزایش میدهند و در نتیجه، امنیت و حریم شخصی، همزمان با هم تامین میشود. عالقه مندان به بیت کوین، در پاسخ به انتقادات مربوط به فروش برخط کالاهای غیرقانونی، خواهند گفت که بیت کوین ناشناس نیست، بلکه به نام مستعار وابسته است. ناشناس بودن، بدان معناست که هیچ شناسه ای در اختیار شما قرار ندارد، اما وابسته به نام مستعار بودن، بدان معناست که شناسه ای در اختیار شما قرار دارد که مستقیما به هویت زندگی واقعی شما اشاره نمیکند (همانند آدرس بیت کوین).
با وجود آنچه پیشتر بیان شد، در بعضی از تکنیک‌‌‌های بیت کوین بالاتر از سطح ابتدایی، وابسته به نام مستعار ماندن، به سادگی جایش را به ناشناس ماندن خواهد داد. با این وجود، بیت کوین همان چیزی است که آینده پژوهان و اقتصاددانان دهه 1990، هم به آن تمایل داشتند و هم از آن میترسیدند. در این مورد که آیا ارزهای اینترنتی، همانطور که بیان شد، ناشناس یا قابل ردیابی هستند، همواره اختلاف نظرهایی وجود دارد. اما پاسخ به این سوال، هر دو مورد را دربر میگیرد. به بیان دیگر، هر چیزی ردیابی میشود، اما کاربران میتوانند هویت واقعی خودشان را مخفی کنند.
با این حال، از مدت‌ها قبل از اختراع یک شکل قابل استفاده از پول، هشدارهای زیادی در مورد خطرات بالقوه ارزهای دیجیتال مطرح شده بود. برخی از این می‌ترسیدند که این دسته از ارزها، مورد استفاده تروریست ها، فروشندگان مواد مخدر، باج گیرها، بچه بازها و سایر مجرمین قرار بگیرند. دوروثی دنینگ، در مقاله سال 1994 خودش در ژورنال “آموزش عدالت کیفری” و سپس در دانشگاه جورجتاون، به یکی از این خطرات اشاره کرد:
“برای پیاده سازی پول نقد غیرقابل رهگیری و تراکنش‌‌‌های ناشناس و غیر قابل رهگیری، میتوانیم از رمزنگاری بهره بگیریم. اگرچه چنین سرویس هایی منافع زیادی را از لحاظ حریم شخصی فراهم خواهند ساخت، اما میتوانند شیوه پولشویی و کلاهبرداری را نیز تسهیل کنند”.
دنینگ تنها کسی نبود که چنین عدم اطمینانی را بیان میکرد. استیون لوی، در مقاله دسامبر سال 1994 مجله Wired، از قول یکی از اعضای انجمن بانکداران آمریکا، به نام کاویکا داگویو، چنین مینویسد:
“به نظر من، اینکه اجازه تولید ارز دیجیتال با ارزش نامحدود و غیر قابل رهگیری را بدهیم، کاری غیرمنطقی و غیر قابل قبول است. با این کار، راه برای سوءاستفاده افراد جنایتکار باز خواهد شد.
در دنیای فیزیکی، پول، جا اشغال میکند و میتوان افراد را ردیابی کرد. بنابراین، در صورت ثبت شماره‌‌‌های سریال و مشاهده پول در محل، میتوان سارق را دستگیر کرد. پول نقد کامال ناشناس، احتمال جعل و کلاهبرداری را بالا میبرد”.
انتقاد داگویو از توان بالقوه ارزهای دیجیتال ناشناس، دقیقا همانند انتقادهایی است که امروزه به بیت کوین وارد میکنند. یعنی در مورد بیت کوین نیز از احتمال سوءاستفاده مجرمان، سارقان و باج گیرها صحبت میشود. من، هم در مورد سوءاستفاده از ارز دیجیتال و هم در مورد استفاده بیشتر و طولانی تر مجرمان از پول نقد، هیچ بحثی ندارم. اما واقعیت این است که ارزهای دیجیتال، برای فعالیت‌‌‌های مجرمانه، از پول نقد مناسب ترند. بیت کوین، ابزار مفیدی به شمار میرود و همانند هر فناوری دیگری، خوبی‌ها و بدی هایی دارد. شکی ندارم که فعالیت‌‌‌های مجرمانه در رابطه با ارزهای دیجیتال، در آینده، پیچیده تر میشوند، اما در عین حال، استفاده از نوآوری‌ها و سرمایه گذاری‌‌‌های قانونی در این حوزه نیز افزایش خواهد یافت.
بیت کوین، یک ارز برخط، دفتر کل توزیع شده و یک شبکه غیرمتمرکز است، اگرچه هنوز هم ترس‌‌‌های بیان شده توسط پیش قراولان قدیمی‌اینترنت، در مورد آن مطرح هستند.

 

منبع: برگرفته از کتاب راهنمای بیت کوین نوشته یان دی مارتینو

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می‌خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد: )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *