این کمیسیون برتون وودز است. سال ۱۹۴۴ نقطه عطف نظام بین المللی پول دنیا اینجا شکل گرفت. با ریاست جمهور وقت آمریکا با حضور ۴۲ کشور از جمله ژاپن، استرالیا و حتی ایران هم آن موقع به این کمیسیون دعوت شد و بعد در سیاست گذاری این کمیسیون که در واقع پایه گذار بعضی از چیزهای اساسی بود، یک هیئت ۴ نفره هم از ایران رفتند و در سیاست گذاری آن کمیسیون شرکت داشتند.

کمیسیون برتون وودز- ۱۹۴۴

برتون وودز یکی از برجسته ترین جلساتی بود که در مباحث اقتصادی شکل گرفت و پایه ریز چند سازمان و در نهایت به بانک جهانی منجر شد. سال ۱۹۴۴ تا ۱۹۷۱ سیستم برتون وودز که در واقع سیستمی بود که نرخ ثابت ارز را در آن تعریف کردند.

سیستم برتون وودز، ۱۹۷۱-۱۹۴۴

گفتند هر ۳۵ دلار آمریکا معادل یک اونس طلا است و این استاندارد را کل دنیا باید بپذیرد. گفتند ما هر ۳۵ دلار آمریکا که از خزانه داری دولت آمریکا که خارج شد و به دست شما رسید، اگر خواستید آن را به طلا تبدیل کنید ما با آغوش باز می پذیریم. باقی ارزها مانند پوند طبق دلار تعریف شدند، به این صورت که نسبت دلار را به طلا می سنجیدند و نسبت باقی ارزها را به دلار و چرخه اقتصادی با یک ارز مبادلاتی جهانی تعریف شد که پایه و ذاتش طلا بود.

این سیستم تقریباً تا سال ۱۹۶۰ خیلی خوب جواب داد. رشد اقتصاد جهانی را بالا برد، خسارات ناشی از جنگ جهانی دوم را خیلی از کشورها مانند لهستان، ژاپن و … را توانستند رفع و رجوع کنند. یک جاهایی کم آورد. پشتوانه تولید اسکناس. در واقع دولت آمریکا با توجه به اینکه سرانه وارداتش نسبت به سرانه صادراتش خیلی بیشتر است، نیازش به کالا خیلی بیشتر است و تأمینش از صادرات است، به ملت دلار می داد بدون اینکه توجهی به خزانه داری خود داشته باشد که چقدر طلا در خزانه داری خود دارد و کم کم به این نتیجه رسیدند که اگر روزی مردم بخواهند دلار خود را با طلا چنج کنند، ما که نداریم بدیم. چه کار کنیم؟ این مساوی خیلی مهم است.

بعد، آقای ریچارد نیکسون که ۳۷امین رئیس جمهور ایالت متحده آمریکا است سال ۱۹۷۱ حرکتی زد و رسماً همه چیز را خراب نکرد. گفت ما الان مشکل تأمین طلا داریم. آن یک سی و پنجم از کجا آمده است؟ می توانیم ان را یک سی و هشتم کنیم؟ یعنی در واقع ارزش طلا را بالاتر برد چون متوجه شدند که طلا به ذات نمی تواند با این نسبت یک سی و پنجم بماند چون خودش ذاتاَ در حال رشد است.

قصد ریچارد نیکسون این نبود که سیستم برتون وودز را کلاً خراب کند. گفت من سه سال این کار را انجام می دهم، بعد از سه سال که مشکلات کمی برطرف شد به همان سیستم پولی سابق برمی گردم. اما سال ۱۹۷۳ نسبت یک سی و پنجم تبدیل شد به یک چهل و چهارم و عملاً برتون وودز منحل شد.

ریچارد نیکسون، ۱۹۹۴-۱۹۱۳

سال ۱۹۷۳ آقای ریچارد نیکسون در یک خبر تلویزیونی اعلام کرد که ما دیگر به هیچ عنوان نسبت یک سی و پنجم، یک سی و هشتم، یک چهل و چهارم را قبول نداریم.

خبر ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۳ مبنی بر اینکه دیگر نسبت یک سی و پنجم، یک سی و هشتم، یک چهل و چهارم را قبول ندارد

اگر شما به ما دلار بدهید با پشتوانه و آتوریتی دولت آمریکا دارید معاوضه می کنید. ما را به عنوان اقتصاد برتر و قدرت سیاسی قبول دارید؟ ریچارد نیکسون با این حرکت، ارز با نرخ ثابت را به ارز شناور تبدیل کرد و گفت آتوریتی انگلیس اگر نسبت به کشور دیگری بالاتر است پس ارزش پولی آن هم بیشتر است. شما باید روی آتوریتی، اعتبار دولت ها و قدرت اقتصادی خود کار کنید و به این ترتیب وارد بازی فعلی و جدیدی شدیم.
ما اصطلاحاً به این شکل از کار پول های بدون پشتوانه (Fiat money) می گوییم. چرا می گویند پولهای بدون پشتوانه؟ دولت آمریکا هرچقدر چاپخانه هایش ظرفیت داشته باشد، پول چاپ می کند. آتوریتی، یک بحث کیفی است، کمی نیست ولی پول یک چیز کمی است. اگر شما بخواهید یک بحث کیفی و کمی را با هم، طراز کنید عملاً شدنی نیست.
این روند ادامه داشت تا سال ۲۰۰۷٫ پول بدون پشتوانه، وام بدون پشتوانه می آورد. پول بدون حد و حصر چاپ کردن، تورم با خود می آورد. اتفاقی که در سال ۲۰۰۷ افتاد این بود که وام های بدون پشتوانه به ملت دادند و ملت خانه خریدند. نرخ بازپسی در این وام ها خیلی بالا بود و ضمناً ثابت هم نبود بلکه پلکانی بود.

پول بدون پشتوانه

مردم آمریکا یک جایی توانستند این قسط ها را پرداخت کنند ولی از یک جایی به بعد به دلیل تورم و … نتوانستند و بحران اقتصادی سال ۲۰۰۷ شکل گرفت.
فروپاشی بورس آمریکا دامنگیر اروپا هم شد. چرا دامنگیر اروپا شد؟ چون اروپا هم وابسته به دلار آمریکا کار می کرد. مثل یک زنجیر به هم وصل هستند. بعد، اتفاقی که در سال ۲۰۰۷ افتاد چند تا از بزرگترین کمپانی ها و بزرگترین بانک ها تعدیل نیرو کردند و در بدترین وضعیت ممکن ورشکست شدند. دولت در این وضعیت چه می کند؟ پول چاپ می کند و به بانک ها می دهد که خود را دوام بخشند و ادامه دهند. برای بازار چه اتفاقی می افتد؟ تورم ایجاد می شود. بانک چگونه قرض خود را به دولت پس می دهد؟ از جیب ملت. تنها چیزی که از طریق پول های بدون پشتوانه منتج می شود این است که فاصله طبقاتی را بیشتر می کند. فقیر، فقیرتر می شود و ثروتمند، ثروتمندتر.
این یک قاعده است. یک چرخه است که دائماً تکرار می شود. سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ مردم نسبت به سیستم بانکی بدبین و بی اعتماد شدند. حالا بهترین وقت است که یک ارز جدید معرفی شود.

بحران اقتصادی، ۲۰۰۸-۲۰۰۷

در مورد بحران اقتصادی سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ فیلمی وجود دارد به نام The Big Short که پیشنهاد می کنیم آن را تماشا کنید. بحران اقتصادی آن دو سال را خیلی خوب واکاوی و رمزگشایی و اینکه چه اتغاقاتی افتاد، چه بانک هایی در این قضیه مقصر بودند را بازگو می کند. هنرپیشه هایی از جمله بردپیتز و … در آن ایفای نقش کرده اند.

فیلم “The Big Short” – ساخت ۲۰۱۵

جهت کسب اطلاعات و مشاهده مقالات بیشتر به بخش مقالات آموزشی مراجعه نمایید.

لطفاً نظر خودتون رو درباره این مطلب با ما در میان بگذارید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *