معایب تحلیل تکنیکال

١- تمایل و تعصب تحلیل گر

همانند تحلیل فاندامنتال، تحلیل تکنیکال ذهنی بوده و علایق و سلایق شخصی تحلیلگر نیز می تواند در تحلیل تأثیر گذار باشد. در نظر داشتن این مطلب در هنگام آنالیز یک چارت (نمودار) مهم است.

اگر تحلیل گر بر روی جهت خاصی در یک سهم تعصب داشته باشد كل تحلیل وی تحت تاثیر این تعصب قرار خواهد گرفت. برای مثال اگر تحلیل گر تعصب خاصی بر روی افزایش قیمت ابزاری داشته باشد حتی تشکیل سیگنال های کاهشی را نیز در راستای فراهم شدن موقعیت های خرید می بیند و لذا با کاهش قیمت به خرید روی می آورد و اگر این کاهش همچنان ادامه داشته باشد باز نیز اشتباه خود را در خرید ادامه داده تا جایی که کل سرمایه خود را از دست می دهد. حالت عکس آن را نیز در بازارهای صعودی می توان دید. در هر حال آنچه مهم است توجه به سیگنال ها و هشدارهای بازار در هر مرحله است تا تحلیل گر بتواند تصمیم صحیحی اتخاذ نماید.

۲- امکان تفاسیر مختلف

علاوه بر موضوع تمایلات شخصی تحلیل گر، باید این واقعیت را پذیرفت که تحلیل تکنیکال را می توان به روش های مختلفی نیز تفسیر نمود. علی رغم اینکه استانداردهایی وجود دارد ولی خیلی اوقات دو تحلیل گر با نگاه به یک نمودار، الگوهای متفاوتی را دیده و یا سناریوهای متفاوتی را فرض می کنند. هر دو نیز می توانند دلایل منطقی ارائه کرده و بر تحلیلشان نیز اصرار کنند. در حالیکه این موضوع می تواند ناامیدکننده باشد، اما به نظر می رسد تحلیل تکنیکال نیز همانند علم اقتصاد بیشتر شبیه هنر است تا علم. اینکه نیمه پر یا خالی لیوان را ببینیم بستگی به نظر بیننده دارد.

٣- عملکرد دیر هنگام

از دیگر معایب تحلیل تکنیکال این است که معمولا تحلیل تکنیکال به خاطر عکس العمل دیرهنگامش مورد انتقاد قرار می گیرد. وقتی که روند (صعودی یا نزولی) قیمت شناسایی می شود میزان زیادی از تغییرات قیمت قبلا اتفاق افتاده است. بعد از چنین تغییرات زیادی نسبت سود به ریسک خیلی ایده آل نیست. عملکرد دیر هنگام یکی از انتقاداتی است که به تئوری داو (Dow Theory) وارد شده است.

4- پشیمانی معامله گران

این گونه نیست که همواره تمام الگوها و سیگنال های تکنیکال درست عمل کنند. زمانی که مطالعه روش تکنیکال را آغاز می کنید در انتها به مجموعه ای از اندیکاتورها و الگوهای نموداری با یکسری اصول و قواعد مربوطه دست می یابید. برای مثال در زمانی که خط گردن الگوی سر و شانه همانند تصویر زیر شکسته شود، سیگنال فروش صادر می شود.

شکل1. الگو سر و شانه

علی رغم اینکه مورد اخیر یک قانون است اما یک اصل دائمی نبوده و همیشه نیز صدق نمی کند. در چنین مواقعی بایستی دیگر عوامل همانند حجم و مومنتوم بازار را مورد بررسی قرار داد.

ممکن است این قانون برای یک سهم کار کند و برای دیگری موثر نباشد. یک میانگین متحرک ۵۰ روزه ممکن است برای تشخیص نواحی حمایت/ مقاومت شرکت IBM بسیار خوب عمل کند ولی برای سهم Yahoo ممکن است میانگین متحرک ۷۰ روزه بهتر کار کند. اگر چه بسیاری از اصول تکنیکال عمومیت دارند اما هر ابزار معاملاتی نیز مشخصات و خصوصیات خاص خود را دارا می باشد که بایستی به آن توجه نمود.

منبع: کتاب مرجع کامل تحلیل تکنیکال در بازارهای سرمایه نوشته دکتر علی محمدی

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *