ویژگیهای این سیستم، به قرار زیر هستند:

1. در این شبکه نظیر به نظیر، از پرداخت یا خرج کردن مضاعف خبری نیست.
2. از هیچ ضرابخانه یا طرف‌‌‌های قابل اعتماد دیگری استفاده نمیشود.
3. شرکت کننده‌ها میتوانند ناشناس باشند.
4. کوین‌‌‌های جدید، از طریق سند کار Hashcash ساخته میشوند. ســند کار مربوط به تولید سکه جدید نیز میتواند از خرج کردن مضاعف جلوگیری کند.
“اعلامیه ساتوشی ناکاموتو در مورد بیتکوین، در فهرست پستی رمزنگاری و خط مشی رمزنگاری، در اول نوامبر سال 2008 “با این پیغام، یک فرد یا گروه ناشناس، تحت نام ساتوشی ناکاموتو، اصطلاحی به نام بیتکوین را بر سر زبانها انداخت.
وقتی اینترنت برای اولین بار همه گیر شد، مردم فورا این سوال را مطرح کردند که چگونه میتوان تجارت اینترنتی را مدیریت کرد. بسیاری از افراد می‌دانســتند که اینترنت میتواند به فروش کالا کمک کند، زیرا همانطور که قبلا اشاره کرده بودم، سیســتم هایی که امکان خرید اینترنت از طریق پایانه‌‌‌های رایانه ای را فراهم میکردند، از دهه 1970، به کار گرفته شده بودند. مشکلی که وجود داشت به امنیت تراکنش‌ها در اینترنت مربوط میشد. اگر میخواستید چیزی را از کسی بخرید، مجبور بودید شماره کارت اعتباریتان را از طریق رایانامه ارســال کنید. در نتیجه، احتمالا تحمیل هزینه اضافی بر شما از جانب طرف مقابل و رهگیری یا به مخاطره افتادن رایانامه تان نیز وجود داشت. این وضعیت، ایده آل نبود و از نظر شرکت‌‌‌های مجاز و قانونی ای که کسب وکار برخط انجام میدادند، سپردن اطلاعات کارت اعتباری به یک فرد ناشناس از طریق اینترنت، در بهترین حالت، ناشیانه و در بدترین حالت، احمقانه به نظر میرسید.
حتی قبل از همه گیر شدن استفاده از اینترنت نیز، افراد مختلف به دنبال راه حلی برای این مشکل بودند.
یکی از راهکارها، ایجاد ارزی برای اینترنت بود که نحوه کار آن، جدا از دنیای فیات (ارز صادرشده توسط دولت) باشــد. بیتکوین، اولین تلاش برای ایجاد چنین ارزی به شمار نمیرفت. قبل از اینکه ساتوشی ناکاموتو، مقاله بیتکوین را در سال 2008 منتشر کند، چندین ارز دیجیتال دیگر نیز امتحان شده بودند.
هدف اولیه و اصلی همه ارزهای دیجیتال، از جمله بیتکوین، برقراری تراکنش امن اســت. اگر یک ارز دیجیتال، همزمان در دو مکان قابل تکرار یا خرج کردن باشد و هر فردی بتواند بیش از دارایی واقعی خود خرج کند، آنگاه هیچ ارزشــی را نمیتوان برای آن متصور شــد. برای بالا رفتن میــزان کارکرد ارز دیجیتال، مردم باید به ارزش این نوع ارزها باور داشته باشند و نقص‌‌‌های امنیتی یکی از بزرگترین موانع در شکل گیری این باور محسوب میشود.
نگرانی امنیتی، تنها زمانی کم خواهد شد که برای شرکت کنندگان تراکنش، سطحی از پاسخگویی وجود داشته باشد. باید این اطمینان حاصل شود که هر کاربر، قادر به انجام اعمال خرابکارانه نیست. به بیان ساده، شبکه باید تضمین کند که هیچ کاربری نمیتواند بیش از ارزش و اعتباری که دارد، خرج کند.
اولین ارز اینترنتی نسبتا موفق، به نام Digicash را ایجاد کرد. دیوید چاوم، یک پیشروی اینترنتی قدیمی‌به شمار میرفت و در سال 1983، یعنی سال‌ها قبل از ورود اولین مرورگر وب به فضای عمومی، مطالب زیادی را در مورد مفهوم پول نقد الکترونیکی، به نگارش درآورده بود. از نظر چاوم، هر سیســتم پول نقد الکترونیکی، از سه ویژگی بسیار مهم برخوردار اســت. او در نهایت موفق شد این سه ویژگی را در Digicash قرار بدهد. چاوم، در مقاله ای در ســال 1983 با عنوان “امضاهای کور برای پرداخت‌‌‌های غیر قابل رهگیری” نیازهای اساسی و هسته ای یک سیستم پول نقد الکترونیکی را مورد اشاره قرار داد:

1. عدم توانایی اشخاص ثالث در تعیین گیرنده وجه، زمان، یا مبالغ پرداخت شده توسط یک فرد؛
2. توانایی افراد در ارائه سند پرداخت یا تعیین هویت گیرنده وجه، تحت شرایط استثنایی؛
3. توانایی متوقف کردن استفاده از پرداخت هایی که رسانه‌ها به عنوان پرداخت‌‌‌های سرقتی از آنها یاد
میکنند.
چیزی که در میان این نیازهای هســته ای دیده نمیشود، مفهوم غیرمتمرکزســازی نام دارد. در واقع، بیتکوین اولین سیستم پول نقد الکترونیکی به شمار میرود که به جای وابستگی به یک سیستم متمرکز، بر سیستم غیرمتمرکز متکی است. اختراع چاوم یعنی Digicash، وابستگی شدیدی به ساختارهای متمرکز داشت.
شیوه کار تابع امضای کورشده که چاوم در سال 1983 مطرح کرده بود، بدین شرح بود. کاربر، یک توکن را درخواست میکند. توکن دیجیتال، معمولا یک رشته کد، با شناسه منحصربه فرد است که یک دیجیتال بانک میتواند در قبال یک ارزش از پیش تعیین شده، آن را آزاد کند. بانک، به صورت دیجیتالی، توکن را در اختیار کاربر قرار میدهد. کاربر، یک شماره سریال (یا امضا) کور را به آن ضمیمه خواهد کرد که از نگاه بانک مخفی است.
در ادامه، کاربر قبل از ارسال آن برای یک پذیرنده شماره سریال را افشا خواهد کرد.
پذیرنده، توکن را در اختیار بانکی که آن را صادر کرده است، قرار میدهد که دارای دفتر کلی حاوی همه شماره‌‌‌های سریال مطالبه شده است.
متاســفانه، فرایند مزبور نمی‌توانســت به صورت قابل اعتمادی از حمله هولناک “خرج مضاعف” جلوگیری کند. از نظر تئوری، کاربر میتوانست یک توکن را در یک پذیرنده خرج کند و سپس همان توکن را در پذیرنده دیگری نیز خرج کند. اگر کاربر میتوانســت قبل از اینکه پذیرنده بتواند توکن را برای بانک بفرستد و بفهمد که آیا این توکن در دفتر کلش وجود دارد یا نه، جنس مورد نظرش را به نحوی بقاپد، آنگاه موفق به خرج کردن مجدد آن کوین خواهد شد.
وقتی شرکت Digicash، عملا در ســال 1990 شــروع به کار کرد و پول نقد الکترونیکی10 چاوم را به جریان انداخت، راه حل پیشنهادی اش برای این مشکل بالقوه، این بود که اگر یک گیرنده وجه، دارد کار
خرابکارانه ای انجام میدهد، قابلیت ناشــناس ماندنش را غیرفعال کنیــم. در اینجا، کاربر، اطلاعات شخصی را برای بانک ارسال میکرد و ســپس، این اطلاعات پس از رمزگذاری شدن، به توکن ضمیمه میشدند. پذیرنده نمیتوانست اطلاعات را مشــاهده کند، اما اگر یک توکن، دو بار خرج میشد، آنگاه توکن دوم اندکی متفاوت بود. بانک میتوانست این اطلاعات را جهت غیرپنهان سازی کاربری که خرج
مضاعف انجام میدهد، به کار بگیرد. یکی از ایرادات سیستم فوق الذکر، به آسیب پذیری گیرنده وجه مربوط میشد. در صورت هک شدن یک حساب یا کلاهبرداری بانک، هر طرف کاملا غیرمقصر، حتی در صورت ندزدیدن مبلغ مربوطه، میتوانست مورد اتهام دزدی قرار بگیرد.
از آنجایی که دیوید چاوم فرد کامال شناخته شــده ای بود، Digicash فقط میتوانست با توجه به حد و مرزهای تعریف شده از طریق سیستم حقوقی کار کند. یکی از فاکتورهای مهم برای جلب حمایت و تایید دولت‌ها و بانک ها، به ایجاد پول نقد الکترونیکی قابل رهگیری مربوط میشــد. برای رفع نگرانی‌‌‌های مربوط به اخاذی، پولشویی و تامین مالی تروریســم، Digicash باید کار پول نقد الکترونیکی اش را به شیوهای پیش ببرد که در شرایط خاص بتوان قابلیت ناشناس ماندن را غیرفعال کرد.
این ایده که هر شخص ثالث دارای اختیار، بتواند حق ناشــناس ماندن را از شما بگیرد، از نظر جامعه بیتکوین امروزی، محترمانه نیســت. اما کار چاوم در آن بازه زمانــی، اجتناب ناپذیر بود. در آن زمان، برای آنکه پول نقد الکترونیکی Digicash بتواند برای همیشه کار کند، آنچه بیشتر از ناشناس بودن اهمیت داشت، به حمایت بانک‌ها و دولت‌ها برمیگشت که میخواستند در صورت بروز فعالیت مجرمانه، آن را ردیابی کنند.
Digicash و پول نقد الکترونیکی اش، برای مدتی به کار خود ادامه دادند، اما هرگز همه گیر نشــدند، اگرچه در دوره هایی این امکان وجود داشــت. طبق گزارش‌‌‌های موجود، این شرکت حتی تا پای امضای قرارداد با Citibank،Visa و Microsoft نیز پیش رفت. حتی گفته شــده اســت که مایکروسافت، 180 میلیون دلار را برای قرار دادن Digicash در داخل ویندوز 98 پیشنهاد کرده بود، اما نمیتوان هیچ منبع قابل اعتمادی را برای تایید این خبر پیدا کرد. در نهایت، این معاملات، بیش از دلایل فنی، به دلایل تجاری، به سرانجام نرسیدند.
صرفنظر از هر دلیل ممکن، پول نقــد الکترونیکی Digicash، هرگز با اقبال عمومی‌مواجه نشــد.
پذیرنده‌‌‌های زیادی آن را قبول نکردند، بانک‌‌‌های زیادی آن را مورد اســتفاده قــرار ندادند و نهایتا بعد از گســترش روش‌‌‌های رمزگذاری جهت انجام کسب وکارهای برخط با اســتفاده از کارت‌‌‌های اعتباری، مشــتریان، متوجه شــدند که پول نقد الکترونیکی Digicash، در این رابطه، حرفی بــرای گفتن ندارد.
Digicash، تلاش زیادی را به گمنامی‌و ایجاد ابهام اختصاص داد، امــا در بقیه موارد، از نقاط ضعف زیادی رنج میبرد و با وجود همه اینها، بیش از حد به برتری فناوریاش نسبت به سایر رقبا، اطمینان داشت.
از سوی دیگر، اینترنت، بدون وابســتگی به این پول نقد الکترونیکی، به رشد و توسعه خود ادامه میداد.

 

 

منبع: برگرفته از کتاب راهنمای بیت کوین نوشته یان دی مارتینو

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می‌خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد: )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *