عوامل تاثیرگذار در تحلیل تکنیکال

1- جریان بازار تأثیر گذاری فاکتورهای مختلف را کم رنگ می کند.

تحلیل فنی بر این باور است که هر عاملی که بر قیمت سهام (ارز) تاثیرگذار باشد، چه اقتصادی و چه سیاسی و یا روانشناختی به نوعی بر قیمت آن اثر داشته و لذا در آن منعکس خواهد شد؛ به عبارتی هر تغییر قیمتی همراه با یک محرک خارجی است و این امر لزوم بررسی دقیق نوسان قیمت و تحلیل آن را نشان می دهد. پس بازار با تحلیل نمودن نمودار قیمت و بررسی اندیکاتورها، خودش را به تحلیل گر نشان می دهد و آینده آن قابل پیش بینی خواهد بود.

این منطق در تضاد با تحلیل بنیادین است، زیرا در این تحلیل به چرایی عوامل توجه می شود و پس از تحلیل عوامل تأثیرگذار، روند حرکت بازار بدست می آید. به عنوان مثال، اگر تقاضا بیش از عرضه باشد فـاندامنتالیست خواهد گفت که قیمت بالا می رود در حالیکه چارتيست با دیدن رشد قیمت خواهد گفت که تقاضا بیشتر از عرضه بوده است. بر این اساس یکی از انتقادات بزرگی که بر تحليل فنى وارد است این است که فقط تغییرات قیمت را مورد توجه قرار می دهد و عوامل بنیادین (فاندامـنتال) شرکت را نادیده می گیرد.

2- قیمت ها طبق یک روند (الگو) حرکت می کنند.

از دیگر عوامل تاثیرگذار در تحلیل تکنیکال اینست که در تحليل فني، تغییرات قیمت کاملا تصادفی نبوده و حرکات قیمت بر اساس یک روند صورت می گیرد. این بدان معناست که پس از آنکه یک روند تثبیت گردید، حرکت آینده قیمت محتمل تر است که در جهتی مشابه با آن روند باشد نه در خلاف آن. اغلب استراتژی های فنی خرید و فروش بر اساس این فرض استوار هستند.

بسیاری از تکنیکی ها معتقد به روند قیمت هستند لیکن بیشتر تکنیکی ها این مطلب را نیز تأیید می کنند که در برخی از دوره های زمانی، قیمت ها از روند خاصی تبعیت نمی کنند. اگر قیمت همیشه تصادفی بود، تحصیل در آمد از طریق تحـلیل تکنیکی بسیار سخت می شد. جک شوایگر در کتابش بنام Schwager on Futures : Technical Analysis چنین می گوید:

در دوره های زمانی طولانی ممکن است بازار دارای تغییرات قیمت تصادفی باشد، لیکن در داخل این دوره های زمانی، دوره های زمانی کوتاه تری وجود دارند که رفتار قیمت در آنها به صورت غیر تصادفی است. هدف چارتیست ها شناسایی این دوره های زمانی (یعنی پیدا کردن روند های کلی قیمت) است» .

اعتقاد تکنیکی ها بر این است که تشخیص روند امکان پذیر بوده و می توان بر مبنای روند قیمت اقدام به سرمایه گذاری کرد و همراه با مشخص شدن تدریجی روند قیمت و با اقدام به خرید و فروش در زمان مناسب، سود کسب کرد. با توجه به این امر که روش تحلیل تکـنیکی را می توان برای دوره های زمانی مختلف بکار برد، امکان دنبال کردن روند های بلند مدت و کوتاه مدت قیمت به طور همزمان وجود دارد. نمودار صفحه بعد (روند قیمت سهام IBM) نشان دهنده رویکرد شوایگر نسبت به ماهیت روند قیمت ها است. روند کلی به سمت بالاست، لیکن محدوده های مناسب برای داد و ستد درون آن پراکنده است. در میان محدوده های داد و ستد، محدوده های جهت داری وجود دارند که متأثر از روند رشد اصلی قیمت سهم در بلند مدت هستند. وقتی که سهام بالاتر از محدوده داد و ستد قرار می گیرد، روند رشد آن دوباره شروع می شود. از طرف دیگر زمانی که سهام پایین تر از مرز پایینی محدوده داد و ستد قرار می گیرد، روند نزولی قیمت سهم آغاز می شود.

شکل1. روند قیمت سهام IBM

3- تاریخ تمایل به تکرار خود دارد.

یک ایده مهم دیگر در تحليل فنی این است که تاریخ تمایل به تکرار خود – خصوصا در مورد حرکت و تغییرات قیمت – دارد. ماهیت تکرار شونده حرکت قیمت به روان شناسی بازار نسبت داده می شود، به عبارت دیگر، فعالان بازار مایلند یک واکنش تکراری نسبت به محرک های مشابه بازار در طول زمان های مختلف داشته باشند. اگرچه اغلب این نمودارها بیش از ۱۰۰ سال است که مورد استفاده قرار می گیرند، ولی هنوز هم اعتقاد تحلیل گران بر این است که آنها هنوز هم مرتبط و قابل استفاده هستند، چون این نمودارها الگوهایی را نشان می دهند که اغلب تکرار شده اند و خواهند شد.

خوانندگان آگاه به مباحث اصلی علم اقتصاد می دانند که این سه محور برگرفته از سه قضيه نقل شده داو (تئوری داو) در ابتدای قرن بیستم است که:

  • قیمت معرف همه اطلاعات می باشد. .
  • تغییرات قیمت کاملا تصادفی نیست.
  • اینکه چه اتفاقی افتاده (سابقه قیمت) بسیار مهم تر است از چرایی آن (چرا اتفاق افتاده؟).

منبع: کتاب مرجع کامل تحلیل تکنیکال در بازارهای سرمایه نوشته دکتر علی محمدی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *