هژمونی پولی چیست؟

هژمونی پولی یک مفهوم اقتصادی و سیاسی است که در آن یک کشور واحد پولی تعیین‌کننده ای بر عملکردهای سیستم پولی بین‌المللی دارد. یک کشور دارای هژمون پولی نیاز دارد:

  • دسترسی به اعتبارات بین‌المللی
  • دسترسی به بازارهای ارز خارجی
  • مدیریت مشکلات تراز پرداخت که در آن هژمون بدون محدودیت تراز پرداخت فعالیت می‌کند.
  • قدرت مستقیم (و مطلق) برای اجرای واحد محاسبه که محاسبات اقتصادی در اقتصاد جهانی انجام می‌شود.

اصطلاح هژمونی پولی در سوپر امپریالیسم مایکل هادسون ظاهر شد که رابطه نامتقارن دلار آمریکا با اقتصاد جهانی و ساختارهای این بنای هژمونیک که هادسون احساس می‌کرد از آن حمایت می‌کند را توصیف می کند، یعنی صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی. دلار آمریکا همچنان زیربنای اقتصاد جهان است و ارز اصلی برای اکثر مبادلات بین‌المللی، واحد محاسبه (به عنوان مثال قیمت گذاری نفت) و واحد ذخیره (به عنوان مثال برگه سهام و اوراق بهادار) علی‌رغم دیدگاه‌های مخالف استو نه در حالت نزول هژمونیک است.

سیستم پولی بین‌المللی شاهد دو هژمون پولی است: بریتانیا و ایالات متحده.

هژمونی دلار

پیر اولیویر گورینچاس (Pierre Olivier Gourinchas) در مقاله ای نوشت: در حال حاضر دلار سه نقش اساسی را در اقتصاد جهانی بازی میکند:

۱- قیمت گذاری به دلار: تقریبا نیمی از مبادلات در اقتصاد بین الملل به دلار قیمت گذاری می شود. این در حدود چهار برابر سهم آمریکا از تجارت جهانی است. در واقع کشورهای زیادی هستند که در مبادلات اقتصادی خودشان با کشورهای دیگر (نه تنها آمریکا) از قیمت گذاری بر اساس دلار برای واردات و صادرات خود استفاده می کنند. مثلا بیش از هشتاد درصد واردات و صادرات کشورهای هند، پاکستان، کره جنوبی و اندونزی بر اساس دلار قیمت گذاری می شود. از لحاظ اقتصادی این امر باعث می شود که سیاست پولی آمریکا بر سایر کشورها سر ریز زیادی داشته باشد. مثلا اگر در آمریکا تورم افزایش یابد و در نتیجه فدرال رزرو به منظور کاهش تورمش نرخ های بهره را افزایش دهد، در اثر این افزایش نرخ بهره دلار تقویت می شود و این باعث گران شدن کالاهای وارداتی سایر کشورها می شود. در نتیجه سایر کشورها نیز مجبور به افزایش نرخ بهره ی خود به منظور مقابله با اثرات تورمی واردات بر اساس دلار می شوند. در نهایت این مکانیسم باعث افزایش انگیزه ی سایر کشورها برای کم کردن نوسانات قیمت برابری ارزشان نسبت به دلار و در نتیجه کم اثرتر شدن سیاست پولی شان برای اقتصاد داخلی می شود.

۲- دلار به عنوان ابزار پرداخت : یکی از موضوعاتی که بعضا به اندازه کافی به آن توجه نمی شود، نقش نظام پرداخت در مبادلات بین المللی است. مشکل اصلی در اینجا اثر شبکه ای است: مبادلات بین المللی نیاز به ارزهایی دارد که مورد قبول بازیگران مختلف بین المللی باشد. مثلا تولیدکننده ای در هند را تصور کنید که بخشی از مواد اولیه اش از چین، بخشی از کره و بخشی از پاکستان می آید و تولیداتش را به چندین کشور در حوزه های ارزی متفاوت می فرستد. استفاده از ارز واحد برای صادرات و وارداتش باعث می شود که این تولید کننده ریسک تغییرات قیمت ارز نداشته باشد. همچنین پیچیدگی این مبادلات ارزی باعث می شود که این تولید کننده ترجیح بدهد که از ارزی استفاده بکند که از پشتوانه نظام پرداخت قوی هم برخوردار باشد. در واقع نقش اول و نقش دوم دلار مقوم یکدیگر هستند.

هژمونی دلار

در اینجا یک نکته ی فنی هم وجود دارد که بعضا توجه کافی به آن نمی شود: دولت آمریکا تمامی نهاد های مالی را ملزم کرده است که هر گونه مبادله ای در هر نقطه از جهان را که به دلار انجام می شود به وزارت خزانه آمریکا گزارش دهند. این موضوع باعث توان بیش از حد آمریکا در اعمال تحریم ها شده است. البته به نظر برخی کارشناسان همین استفاده مستمر آمریکا از این برتری اطلاعاتی در بلند مدت باعث ضربه خوردن به نقش دلار در نظام پرداخت های بین الملل خواهد شد.

۳- دلار به عنوان ابزار ذخیره ارزش : مجموعه ی توسعه ی نظام مالی آمریکا، باور جمعی سرمایه گذاران و هدف گذاری ارزی بانک های مرکزی کشورهای مختلف و تمایل آنها برای کاهش نوسانات نرخ ارزشان در برابر دلار باعث شده است که دلار نقش ابزار ذخیره ارزش را در اقتصاد جهانی داشته باشد و در نتیجه بیشتر سرمایه گذاران خارجی ترجیح می دهند که از دلار برای قرض دهی شان به کشور های دیگر استفاده کنند. همچنین بخش عمده ی ذخیره ارزهای خارجی بانک های مرکزی کشورهای مختلف هم به دلار است. این امر نیز باعث افزایش انگیزه ی کشورها برای کم کردن نوسانات نرخ برابریشان در برابر دلار می شود. همچنین در مثال بنگاه اقتصادی که زدیم، قیمت گذاری کالاها بر اساس دلار و استفاده از دلار در پرداخت ها انگیزه ی بنگاه برای دریافت وام دلاری را نیز افزایش می دهد. در نتیجه نقش اول و دوم و سوم دلار مقوم یکدیگر هستند.

یکی از خواندنی ترین قسمت های مقاله «هژمونی دلار» بحث پیرامون تاریخچه ظهور هژمونی دلار و پیش بینی هایی در مورد امکان ادامه آن است. مثلا طی سال های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۷ سهم اقتصاد چین از اقتصاد جهانی از پنج درصد به پانزده درصد (تقریبا برابر با سهم آمریکا) افزایش یافته است. اما در بیشتر حوزه ها یوان هنوز نقش بسیار نا چیزی را ایفا می کند. اما گورینچاس پیش بینی می کند که طی دهه ی آینده به احتمال زیاد شاهد تغییرات زیادی در این زمینه و ظهور یوان به عنوان یکی از ارزهای اصلی تجارت جهانی باشیم.

منبع: اقتصاد برتر

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *