برداشــت‌‌‌های غلط زیادی در مــورد بیت کوین وجود دارند. رســانه ها، به دلیل ماهیت و خاســتگاه غیرمتعارف بیت کوین، نتوانسته اند گزارش دقیقی را در مورد بیت کوین ارائه کنند. پیش از آن نیز تلاش هایی برای ایجاد یک ارز برای اینترنت انجام گرفته بود، اما هر کدامشــان یکی پس از دیگری، با استفاده از یک قدرت مرکزی، از میدان به در شدند. وقتی بیت کوین برای اولین بار
و سال‌ها پس از آن، توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد، رسانه‌‌‌های خبری، به اشتباه، اصطلاح “مدیرعامل بیتکوین”، را بر سر زبان‌ها انداختند. به عنوان مثال، وقتی آتم راتکه مدیرعامل مرکز مبادلات بیت کوین Meta First، خودکشــی کرد، News Daily York New، گزارش داد که مدیرعامل بیتکوین، دســت به خودکشی زده است. چنین تصوری غیرممکن است، زیرا بیت کوین، اصلا مدیرعامل ندارد.
جواب ساده به سوال مطرح شده در عنوان این فصل، آن است که هیچ کسی بیتکوین را اداره نمیکند.
موجودیت بیتکوین، به هیچ ســازمانی وابســته نیست و هیچ کسی مسئول آن نیســت. وقتی ساتوشی ناکاموتو، بیت کوین را در سال 2008 راه اندازی کرد، موجودیت مستقلی پا به حیات گذاشت که زندگی و تکامل آن به هیچ موجود زنده دیگری شباهت ندارد. ناکاموتو، همانند یک پدر خوب، در کنار بیت کوین ماند و آن را هدایت کرد، اما وقتی ناپدید شد، بیت کوین همچنان باقی ماند. آخرین پست ناکاموتو در فروم (انجمن‌‌‌های Talk Bitcoin)( تا زمان نوشــتن این فصل)، جایگاه توسعه دهنده پیشرو را به گوین آندرسن انتقال داده بود.

تصویری از گوین آندرسن

عنوان داده شده، بدان معنا نیست که آندرسن، مسئول هر چیزی است. هیچ کسی نمی‌تواند پیوستن افراد به شبکه بیت کوین، تعداد بیت کوین‌‌‌های تحت مالکیت یک نفر، دریافت کننده و فرستنده بیت کوین، یا هر چیزی شبیه به آن‌ها را کنترل کند. تنها چیزی که میتواند تاثیر مستقیمی‌بر بیت کوین بگذارد، کد بیت کوین است. آندرسن و توسعه دهنده پیشروی بعد از او، والدیمیر وان در الن، کنترل این کد را در دست داشتند، اما جامعه بزرگ بیت کوین، مجبور به پذیرش آن نیست.
چندین گروه از افراد وجود دارند که به دلیل نقش‌‌‌های مختلف شان، تاثیرشان بر صنعت بیت کوین، غیر قابل انکار خواهد بود: افرادی که از این ارز استفاده میکنند (کاربر معمولی بیتکوین)، افرادی که کمک افرادی که ســرویس هایی را برای به روزرسانی میکنند تا شبکه به کارش ادامه بدهد (استخراجگرها بیت کوین ارائه میکنند )شرکت‌ها و وبگاه هایی که سرویس‌‌‌های بیت کوین را عرضه میکنند(، افرادی که کد بیت کوین را نگهداری میکنند(توسعهدهندگان) و افرادی که در قبال نگهداری کد، به توسعه دهندگان پول میدهند. همه بازیگرانی که برشمردیم، روی جهت حرکت بیت کوین تاثیر دارند.
رایج ترین جواب طرفداران دوآتشه بیت کوین به سوال “چه کسی بیتکوین را اداره میکند؟”، این است: جامعه بیتکوین تاثیر این عنصر بر ارز رمزنگاری شده مورد اشاره، بسیار بالاست. اصطلاح “جامعه بیتکوین”، به افرادی اشاره دارد که از طریق خرج کردن یا سرمایه گذاری، از بیت کوین استفاده میکنند.
اگر این افراد، به سمت زنجیره یا کوین دیگری مهاجرت کنند، آنگاه بقیه صنعت بیت کوین نیز باید به دنبال آنها حرکت کند. با این حال، جامعه بیت کوین، دیدگاه یکپارچه و واحدی ندارد، به همین دلیل، بعید است که به جز پیشگیری کردن از یک تغییر غیرمحبوب، این حوزه، تغییر جهت واقعی ای را تجربه کند.
افراد درگیر دیگر در این شبکه، استخراج گرها هستند. استخراج گر به گروهی از افراد اطلاق میشود که باعث میشوند تا یک کار و فعالیت ادامه پیدا کند. اگر استخراج گرها، تراکنش‌‌‌های واقع روی زنجیره بلوک را تایید نکنند، همه کارها ناگهان متوقف میشوند. این گروه، نسبت به جامعه بیتکوین، اندکی یکپارچه تر، است، زیرا همه اعضایش، علاقه و هدف مشابهی دارند: آنها میخواهند سودمندی استخراج بیتکوین تا حد امکان افزایش یابد. با این وجود، همانند جامعه عمومی‌بیتکوین، استخراجگرها نیز در سراسر دنیا پراکنده هستند و بخش عمده ای از توان هشینگ آنها در شبکه بیتکوین، به کشور چین مربوط میشود.
بیان نحوه احساس و نگاه آنها در مورد تغییرات یا مسائل خاص، کار چندان ساده ای نیست. با این همه، آنها یک ساختار قدرت بالقوه عظیم در بیتکوین به شمار میروند. استخراج گرها، کلیدها را در دست ندارند، اما تنها کسانی هستند که میتوانند آنها را بچرخانند.
همانند هر صنعت دیگری، در اینجا نیز میزان موفقیت شــرکت ها، روی شبکه بیتکوین تاثیر خواهد گذاشت. شرکت هایی از قبیل کوین بیس، Bitstamp، سیرکل و info.Blockchain، همگی، از پایگاه کاربری بسیار بزرگی ســود میبرند و معمولا جهت حرکت آنها، روی جهت حرکت صنعت بیتکوین نیز تاثیر میگذارد. با این وجود، اگر بگوییم که آنها بیتکوین را اداره میکنند یا مسئول آن هستند، مثل این است که بگوییم اپل یا سامسونگ، مسئول اصلی صنعت تلفن‌‌‌های موبایل هستند. آنها روند انجام کار را مشخص میکنند، اما نقشی در اعمال استانداردها ندارند.
در ادامه، بــه دو نمونه از پرنفوذتریــن و قدرتمندترین گروه‌ها در اکوسیســتم بیتکوین می‌رســیم: توســعه دهندگان و گروه هایی که به آنها پول میدهند. گوین آندرســن و والدیمیــر وان در الن، دو تن از برجسته ترین توسعه دهندگان هسته بیتکوین به شمار میروند. میتوان آنها را پرنفوذترین افراد در دنیای بیتکوین دانست، اگرچه بیتکوین، حتی بدون حضور آنها نیز به کار خود ادامه خواهد داد.
همانند همه پروژه‌‌‌های منبع باز دیگر، کد بیتکوین نیز نهایتا توسط یک فرد کنترل میشود. وان در الن، این موقعیت شغلی را از زمانی که آندرسن، در اوایل سال 2014، کلیدهای صفحه GitHub را به دست او داد، با این حال، این بدان در اختیار گرفت (GitHub، نام فرومی‌مربوط به پروژه‌‌‌های منبعباز مشارکتی است) معنا نیست که کنترل کامل در دست اوست، زیرا هر کسی میتواند در هر زمان ممکن، کد را تقسیم و کپی کند (به این عمل، ایجاد انشعاب میگویند). اگر فرد مزبور، بتواند استخراج گرها و کاربران بیتکوین را مجاب کند تا از این پس، نسخه جدید او را استفاده کنند، آنگاه او نیز به فرد قابل قبولی در این حوزه تبدیل میشود. اگرچه وان در الن، نوع تغییرات در کد هسته بیتکوین (یعنی کدی که بیتکوین بر اساس آن کار میکند و هر کیف پول بیتکوین دیگری، یا مبتنی بر آن یا سازگار با آن) را کنترل کرده است، اما برای پیش بردن کارهایش، به پشتیبانی جامعه بیتکوین نیاز دارد.
توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که توسعه دهندگان هسته (حداقل، کسانی که به صورت تمام وقت کار میکنند)، کاری را مجانی انجام نمی‌دهند. آنها باید در قبال کاری که انجام میدهند، پول دریافت کنند.
پاسخ به این سوال که چه کسی به آنها پول میدهد، همیشه ساده نیست. از نظر تئوری، آنها باید از کاربران بیتکوین، پول دریافت کنند، اما کمک‌‌‌های بلاعوض مستقیم برای توسعه هسته، چندان قابل توجه نبوده است و توسعه دهندگان، در عوض، با استفاده از ابزارهای دیگری، تامین مالی شده اند.
آندرسن و سایر توسعه دهندگان هسته، پیش از این از بنیاد بیتکوین، حقوق دریافت می‌کردند. بنیاد بیتکوین، گروهی تجاری است که هدفش استمرار قبول، پذیرش و توسعه بیتکوین است. در روزهای پرشتاب سال 2013 و اوایل سال 2014، بنیاد بیتکوین، با نقدینگی بسیار زیادی مواجه شد. در نتیجه، کمک‌‌‌های بلاعوض کوچکی که پیش از این داده می‌شدند، به دلیل افزایش ارزش بیتکوین، به میزان قابل توجهی افزایش پیدا کردند.
با این حال، تا آن زمان، بنیاد بیتکوین، به دلیل بروز یک رسوایی مالی، ثبات لازم را نداشت. ناکامی‌مت گاکس، تا اواخر سال 2013، قطعی شد و مدیرعامل ســابق بنیاد بیتکوین، مارک کارپلس، هنوز عضو هیات مدیره بنیاد بود.
گزارش‌‌‌های آن زمان نشان میدهند که کارپلس، بعد از ورشکستگی شرکتش، به درخواست‌ها برای کنار کشیدن از بنیاد، توجهی نداشت. اندکی بعد از استعفای این مدیرعامل منفور در سطح دنیا، چارلی شــرم، عضو دیگر هیات مدیره بنیاد بیتکوین و مدیرعامل BitInstant، بازداشت شد. او به استفاده از شرکتش برای کمک به کاربران بازار زیرزمینی Road Silk و پولشــویی با استفاده از بیتکوین متهم و در نهایت، با تخفیف اتهام، به دو سال حبس در زندان محکوم شد.
تا اواسط سال 2014، به سختی میشد کســانی را پیدا کرد که طرفدار بنیاد باشند. رسوایی‌‌‌های مالی، آسیب غیر قابل جبرانی را به نگاه مردم نسبت به بنیاد بیتکوین وارد کرده بود و نگرانی در مورد متمرکزسازی توسعه هســته بیتکوین، روزبه روز بیشتر میشد. عمده تامین مالی این توســعه، توسط بنیاد بیتکوین انجام میگرفت و برخــی از اعضای جامعه بیتکوین، نگران بودند تا این اتفــاق، راه را برای تاثیرگذاری غیرخیرخواهانه افراد مختلف بر شیوه توسعه آن باز کند.
یکی از کســانی که تلاش کرد تا به این وضعیت واکنش نشــان بدهد، اولیویر جانســنز نام داشت که سرمایه گذار کارآفرین، استفاده کننده قدیمی‌بیتکوین و به ادعای همه، کریپتوفیالنتروپیست بود. وی به دلیل نگرانی در مورد کنترل بالقوه بنیاد بیتکوین بر نحوه توســعه هسته بیتکوین، یک جایزه 40 هزار دلاری و جوایز کوچک دیگری را که مجموع آنها به 60 هزار دلار میرسید، برای کسانی که بتوانند روش جایگزین دیگری را جهت تامین مالی توسعه هسته بیتکوین ارائه کنند، پیشنهاد کرد. مشوق فوق الذکر، به شکل گیری Lighthouse منتهی شد که توسط توسعه دهنده سابق بیتکوین، مایک هیرن، توسعه پیدا کرده بود. Lighthouse، این امکان را فراهم میکند تا مــردم بتوانند کمک‌‌‌های بلاعوض خود را به پروژه‌‌‌های مربوط به پلتفرم بیتکوین اختصاص بدهند. ایده Lighthouse این بود که توسعه دهندگان بتوانند پست هایی را برای توصیف مشکلی که نیاز به حل دارد یا ویژگی ای که باید اضافه بشود ارسال کنند و شرکت‌ها یا کاربران بیتکوین نیز بتوانند تامین مالی این پروژه‌ها را بر عهده بگیرند.
Lighthouse هرگز نتوانست جای بنیاد بیتکوین را به عنوان روشی قابل اعتماد برای تامین مالی توسعه هسته بگیرد. در عوض، روش فوق الذکر، عمدتا برای تامین مالی جمعی پروژه‌‌‌های مربوط به رمزنگاری، مورد استفاده قرار گرفته است. با این وجود، ظهور و پیدایش Lighthouse، باعث شد بحث مربوط به میزان کنترل مورد نیاز بنیاد بیتکوین روی توسعه هسته، از سر گرفته شود.
گوین آندرسن ادعا کرده است که بنیاد بیتکوین، هیچ کنترلی روی توسعه هسته بیتکوین ندارد. طبق نظر آندرسن، بنیاد، سعی نکرد تا روی تصمیماتش در مورد نوع کد قرارگرفته در داخل هسته کد بیتکوین، تاثیر بگذارد. با وجود همه این تضمین ها، باز هم بخش عمده ای از جامعه بیتکوین قانع نشدند. دلیل این امر، بیشتر از آنکه به باور نکردن حرف‌‌‌های آندرسن برگردد، به احتمال سوءاستفاده بیشتر از آنچه قبال انجام گرفته بود، مربوط میشد. نهاد تجاری بنیاد بیتکوین، به تامین مالی شرکای تجاری اش وابسته بود. این شرکا، احتمالا ایده هایی در مورد نحوه رشد و تکامل کد بیتکوین نیز داشتند.
آندرسن، انسان سالم و غیرفاسدی بود و اعضای هیات مدیره بنیاد بیتکوین، ظاهرا اهمیت استقلال کد هسته را درک میکردند، اما آیا در مورد توسعه دهندگان پیشروی آتی نیز میتوان همین نظر را داشت؟ آیا آنها همانند آندرسن انسان‌‌‌های سالمی‌هستند؟ آیا اعضای هیات مدیره آتی بنیاد بیتکوین نیز با اعضای فعلی، همنظر خواهند بود؟ آیا آنها همیشه نگران سالمتی بیتکوین هستند؟
به دنبال رسوایی‌‌‌های مالی و زیر سوال رفتن نفوذ اعضای هیات مدیره بنیاد در فرایند توسعه بیتکوین، کمک‌‌‌های بالعوض کاهش پیدا کردند و به همین دلیل، بنیــاد بیتکوین، برای تامین مالی به کمک‌‌‌های بلاعوض شرکتی وابستگی شــدیدی پیدا کرد. بعد از رســوایی مت گاکس و وحشت ناشی از آن، قیمت بیتکوین ناگهان افت شدیدی یافت و ذخایر ارزی اش کاهش چشمگیری پیدا کردند. بر خالف انتظار، بالاترین ارزش ثبت شده جاری بیتکوین که در 29 نوامبر ســال 2013 برابر با 76.1124 دلار بود، به وضعیت قبل از ورشکستگی مرکز مبادلات مت گاکس رسید. اگرچه قیمت چهاررقمی‌بیتکوین، شور و شعف خاصی را در مردم ایجاد کرده بود، اما این هیجان، به خاطر ترس از اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد، فروکش کرد. صنعت بیتکوین، هرگز هیچ اتفاقی مانند مت گاکس را تجربه نکرده بود. وقتی محل متمرکز یک سیستم غیرمتمرکز، از هم میپاشد، چه اتفاقی میافتد؟
با توجه به عدم قطعیت بسیار بالای حاکم بر جامعه بیتکوین، بنیاد بیتکوین نمی‌توانست به خودش اجازه بدهد تا دیگران تصور کنند که دارد از دست بیتکوین فرار میکند و به همین دلیل نمیتوانست ذخیره بیتکوین خودش را به فروش برساند. اگر این احساس ایجاد میشد که بنیاد، دارایی‌‌‌های بیتکوین خودش را به نقدینگی تبدیل کرده است، آنگاه وحشت بسیار بالایی در این صنعت شکل میگرفت.
علاوه بر این، با توجه به ابهامی‌که رســانه‌‌‌های جریان اصلی (غالب)، در مورد اینکه چه کسی مسئول بیتکوین است، ایجاد کرده بودند، اگر ســازمانی به نام بنیاد بیتکوین، این ارز را رها میکرد، آنگاه باید شاهد تیترهای خبری منفی زیادی باشیم.
شاید تصور میشد که بنیاد باید اندکی از زیر بار تعهداتش شانه خالی کند و بخش زیادی از دارایی هایش را به فیات تبدیل کند، اما اتخاذ چنین تصمیمی‌کار ســاده ای نبود. اکثر ناظران بازار گفته بودند که قیمت بیتکوین قطعا پایین می‌آید، اما این احساس نیز وجود داشت که ممکن است شاهد فائق آمدن بیتکوین بر وضعیت موجود و پذیرش عمومی‌مجدد آن باشیم. امید به موفقیت، همانطور که خود بنیاد نیز احتمالا میدانست، ساده انگارانه به نظر میرسید، اما انجام هر کاری که چنین شکی را تقویت کند، هم برای بنیاد و هم برای بیتکوین، از نظر روابط عمومی، شیوه مناسبی به شمار نمیرفت.
در ابتدای پاییز سال 2014، بنیاد، پول زیادی در اختیار نداشت و کمک‌‌‌های بلاعوض، عمدتا متوقف شده بودند. آدرس کمک بلاعوض عمومی‌بنیاد، در اکتبر 2014، تنها حدود ۳.۰ BTC را دریافت کرد، اگرچه این رقم، کمک‌‌‌های بلاعوض شرکتی و مقرری‌‌‌های اعضا را بازتاب نمیدهد.
قیمت بیتکوین، از اواخر زمستان سال 2014، افت شدیدی پیدا کرد و به سختی میشد افرادی را یافت که از بنیاد طرفداری کنند.
در این زمان، بنیاد بیتکوین، اصلاحاتی را شروع کرد. در این اصلاحات تصریح شد که مهمترین کار بنیاد، به توسعه هسته مربوط میشود. این امید وجود داشت که جامعه بیتکوین، این کاهش دامنه کار را بپذیرد و نگهداری کد هسته بیتکوین میتوانست یکی از مواردی باشد که حمایت جامعه بیتکوین را به همراه بیاورد.

با این وجود، بســیاری از افراد جامعه بیتکوین، آن را نپذیرفتند و کمک‌‌‌های بلاعوض، افزایش قابل توجهی پیدا نکردند و حداقل بــه قدری نبودند که بتوان نگرانی‌‌‌های مالی بنیــاد را رفع کرد. علاوه بر این، نگرانی‌‌‌های مربوط به کنترل بالقوه بنیاد بیتکوین روی توسعه هسته نیز در حال افزایش بودند.

 

منبع: برگرفته از کتاب راهنمای بیت کوین نوشته یان دی مارتینو

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می‌خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد: )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *